کاربردهای روان نمایشگری

۲-۵-۸ شکل های جور واجور شکلای اجرای جلسات روان نمایشگری

عادی ترین و پرکاربردترین شکل اجرای روان نمایشگری به صورت اجرای تموم خودجوش[۲] جلساته. منظور از اجرای تموم خودجوش، اینه که موضوعات جلسات و ساختار اون، اصلا، از پیش تعیین شده نباشه. البته روان نمایشگری فقطً به این شکل اجرا محدود نمی شه. مورنو بر خلاف اینکه بر شکل اجرای تموم خودجوش، تأکید داشت، شکل اجرای برنامه ریزی شده[۳] رو هم به عنوان یکی از اَشکال اصلی اجرای روان نمایشگری معرفی کرد که طی اون، رهبر گروه در انتخاب موضوع جلسات و روند اجرای اون، نقش فعال تری داره و می تونه بدون مشورت با گروه، موضوعات و طرح خاصی رو به طور اولیه واسه هرجلسه، در نظر بگیره. البته باید توجه داشت که این موضوع به این معنی نیس که یه طرح از پیش تعیین شده باید دقیقاً تو یه جلسه اجرا شه، چون این حالت، مانع تشکیل خودجوشی و خلاقیت گروه می شه. در واقع در شکل اجرای برنامه ریزی شده، کارگردان از پیش، موضوع اصلی جلسه و روندکلی که باید در جلسه اجرا شه رو مورد توجه داره منتها جزئیات پرداختن به این موضوع، در خود جلسه و متناسب با موقعیتای مطرح شده، به صورت خودجوش به وسیله کارگردان تعیین می شه (کارپ، ۱۹۹۴).

خلاقیت

۲-۵-۹ تکنیکای روان نمایشگری

آگاهی گرایی یکی از ویژگیای اصلی راه و روش روان نمایشگری حساب می شه، طوریکه هم فوت وفن های خیلی از رویکردهای مشاوره و روان درمانی، قابل تلقیق در روند روان نمایشگریه و هم خیلی از تکنیکای روان نمایشگری، توانایی به کار گیری در رویکردهای مشاوره و روان درمانی دیگه رو داره. به خاطر همین نمی توان تعداد خاص و محدودی از تکنیکا رو به عنوان تکنیکای روان نمایشگری در نظر گرفت (کارپ، ۱۹۹۸). پس در ادامه تلاش می شه از بین تکنیکای جور واجور روان نمایشگری، به چندمورد از شناخته شده ترین و پرکاربردترین اونا اشاره شه (لوتون؛ ترجمه یزدخوستی و همکاران، ۱۳۸۸). اینم بگیم که تموم تکنیکای روان نمایشگری خاص دو مرحله گرم کردن و اجرا بوده و واسه مرحله مشارکت، فوت وفن خاصی تعریف نشده (کاسن، ۲۰۰۴).
روان درمانی

۲-۵-۹-۱ تکنیکای مرحله گرم کردن

بعضی از رایجترین تکنیکای قابل اجرا در مرحله گرم کردن عبارتند از (لوتون، ترجمه یزدخواستی و همکاران، ۱۳۸۸):

پرتاب توپ: این فوت وفن به این صورته که کارگردان یه توپ فرضی یا واقعی در دست داره. قانون کار اینه که هرکسی که توپ در دست اون باشه باید صحبت کنه و پس از اینکه صحبت خود رو گفت، توپ رو به فردی دیگری پاس می دهد. فقط کسی که توپ رو دراختیار داره می تونه صحبت کنه. این فوت وفن موارد کاربرد بسیار متنوعی داره که یکی از رایجترین اونا شروع اولین جلسه روان نمایشگری به خاطر معرفی اعضا به یکدیگره.

سؤالات: طبق این فوت وفن، هر کدوم از اعضا می بایست  به دیگرحضار نگاه کنه و کسی رو که نمی شناسد یا کمتر از بقیه می شناسد، انتخاب کرده و سؤالی از اون سوال کنه. در اول کیفیت این سؤال خیلی اهمیتی نداره ولی درادامه کارگران تأکید می کنه که اعضا سؤالات عمیقتری رو از همدیگه سوال کنن (مثلاً درباره احساسات).

نوشتن با دست غیر مسلط: این فوت وفن، درواقع از مفاهیم راه و روش تحلیل رابطه دوطرفه اقتباس شده. دراین فوت وفن، کارگردان کاغذ و مداد یا مداد شمعی دراختیار تک تک اعضا قرار می دهد. بعد از اونا می خواهد که هر طور و هرجا که راحت هستن، بشینن و با دست غیر مسلطشان مداد رو بردارن.بعد از اونا می خواهد که اولین باری رو که درکودکی شروع کردن به نوشتن، به یاد بیارن.اعضا باید دقیقاً اون صحنه رو با تموم جزئیات، تجسم کنن. بعد کارگردان می خواهد که اعضا درهمان حالا که خودشون رو درآن فضا تجسم کردن اسم خود رو بنویسن، بنویسن که چند سال دارن و کلا، یه توصیف آزاد از خود بنویسن. کارگردان به اعضا تأکید می کنه که واسه اون چیزی که می خواهند بنویسن، فکر نکنن و تلاش کنن بیشتر با دست خود بنویسن تا با ذهن خود. این فوت وفن، به آزاد شدن احساسات و حس خودجوشی اعضا بسیار کمک می کنه.

مکالمات غیرکلامی: دراین فوت وفن، کارگردان اتاق رو به دوقسمت تقسیم می کنه. نیمی از افراد دریک قسمت و نیمی از اونا در قسمت دیگه روبه روی هم می ایستند. هر کدوم از اعضا باید با یکی از اعضای روبه رو رابطه برقرار کنه، منتها نباید در این رابطه از کلام استفاده شه. اونا می تونن فاصله خود رو با همدیگه تغییر بدن.

۲-۵-۹-۲ تکنیکای مرحله اجرا

چند مورد از رایجترین تکنیکای مرحله اجرا عبارتند از (لوتون؛ ترجمه یزدخواستی و همکاران، ۱۳۸۸):

نقش برعکس: یکی از تکنیکای بسیار عادی در مرحله اجرا نقش معکوسه. در این فوت وفن، شخص اول نقش خود رو با حامی عوض می کنه. مثلاً اگه حامی نقش مادر فرد رو بازی می کنه، شخص اول می شه مادر و حامی می شه شخص اول. به کار گیری این فوت وفن، امتیازات بسیاری داره؛ مهمترین اونا اینه که فرد با اجرای نقش افراد مهم در زندگیش می تونه خود رو جای اونا قرار داده و دیدگاه اونا رو بهتر درک کنه. علاوه بر  این شخص می تونه خود رو از دید بقیه ببینه و از این روش، بینش بهتری نسبت به رفتارها و الگوهای ارتباطی خود پیدا کنه.

دوبرابر: این فوت وفن، یکی از تأثیرگذارترین تکنیکای روان نمایشگریه. دراین فوت وفن، اگه شخص اول نشسته س حامی(که دراینجا دوبرابر اسمشه) پشت سر اون دقیقاً به همون حالت می نشیند و اگه شخص اول وایس تاده، دوبرابر هم پشت سر اون به همون حالت، می ایستد. حالت قرار گرفتن دوبرابر باید به شکلی باشه که با این وجود که درپشت سر شخص اول قرار داره، بتونه حالات غیرکلامی اون رو تحت نظر داشته باشه. دوبرابر در واقع باید به بخشی از گفتار داخلی شخص اول تبدیل شه. کارگردان یا همراهی که می خواهد نقش دوبرابر رو بازی کنه باید از حالات و تمایلات شخصی خود فارغ شه و این نکته رو در نظر بگیره که اون حالا بخشی از شخص اوله. وظیفه دوبرابر این نیس که شخص اول رو رهبری کنه بلکه وظیفه اون اینه که به عنوان بخشی از خودگویی ذهنی شخص اول، وارد شه و به اون کمک کنه که دید روشن تری نسبت به هیجانات و احساسات واقعی خود پیدا کنه.

صندلی خالی: این فوت وفن به وسیله مورنو ایجاد شد و بوسیله فریتز پرلز، گسترش یافت. فوت وفن صندلی خالی، بسیار شبیه س به فوت وفن نقش برعکس و حتی می تونه به عنوان مقدمه اون به کار برده شه. دراین فوت وفن شخص اول روی یه صندلی موسوم به صندلی داغ می نشیند. صندلی داغ، یه صندلی موجود در صحنه س که درمقابل یه صندلی خالی قرار داره. فرد می تونه روی صندلی خالی، افراد نزدیک در زندگی خود، اشیا، نمادها، بخشی از شخصیت خود و یا هرچیز دیگری رو تصور کنه. بعد شخص اول به گفت و گو با نقش فرضی حاضر در صندلی خالی می پردازه. هروقت که فرد چیزی رو خطاب به مخاطب فرضی گفت، باید جای خود رو عوض کنه، روی صندلی خالی بشینه و در نقش اون معنی فرضی، خطاب به خودش (که فرضاً روی صندلی داغ نشسته س) جواب دهد.

مونودرام: دراین فوت وفن از حامی استفاده نمی شه و شخص اول به تنهایی به اجرای چند نقش می پردازه. این نقشا می تونن آدم، اشیا، نمادها و یا هرچیز دیگری باشن. دراین فوت وفن به دو یا چند صندلی خالی نیازه که هرکدوم مخصوص یکی از نقش هااست. شخص اول، همیشه بین صندلیا جابه جا می شه و به تعامل بین نقشا می پردازه. از این فوت وفن، وقتی استفاده می شه که کارگردان تشخیص بده شخص اول با این روش، بینش بهتری پیدا می کنه و یا وقتی که خود شخص اول، تمایل به اجرای اینجور تکنیکی رو داشته باشه (بلاتنر، ۲۰۰۰).

[۱]. Lousada

[۲]. Totally spontaeous

 

[۳]. planned