پیش فرض های معنویت :/پایان نامه درمورد معنویت در محیط کار

همانطور که ملاحظه می شود ، تعریف معنویت در کار هم مانند معنویت، هم متفاوت و هم گوناگون است . هر کس بر اساس نظر خویش به تعریف آن پرداخته است . رسیدن به یک تعریف قابل قبول ِ اکثریت، اگر مگوییم غیر ممکن است ، حداقل بسیار مشکل به نظر می رسد. اما ارائه  یک تعریف نسبتا جامع که بتواند تا حدودی ابعاد مختلف تعاریف یاد شده را پوشش دهد، می تواند راهگشا باشد ، از این رو از تعریف معنویت کمک  گرفته می شود و “معنویت در کار” بر حسب ویژگی ها، انواع و محتوای معینی به شرح زیر تعریف می شود:

” معنویت در کار؛ تلاش در جهت ایجاد حساسیت نسبت به ارتباط فرافردی، درون فردی، میان فردی، و برون فردی در زندگی کاری به منظور بالندگی شخصی در رسیدن به تعالی انسانی می باشد. ”

این تعریف در بر گیرنده همه ابعاد وجودی انسان است که اخیرا سازمان بهداشت جهانی هم برای سلامت روانی – فیزیولوژیکی انسان شامل: ابعاد زیستی، اجتماعی، روانی و معنوی پذیرفته است . بنابراین ، معنویت دارای بعد درونی (معنوی و روانی) و بعد بیرونی (زیستی و اجتماعی) است. بعد زیستی با ایجاد حساسیت نسبت به ارتباط برون فردی، بعد اجتماعی با ایجاد حساسیت نسبت به ارتباط میان فردی، بعد روانی با ایجاد حساسیت نسبت به ارتباط درون فردی و بعد معنوی با ایجاد حساسیت نسبت به ارتباط فرافردی پیوند می خورد .

2-7- پیش فرض های معنویت در محیط کار

معنویت در کار، مانند هر موضوع دیگری مبتنی بر فرضیه هایی است که ارائه آنها ضروری است. هر چند این فرضیه ها بدیهی به نظر می رسند ، اما حوزه  های حائز اهمیتی برای تحقیق یا جستجوی پژوهشگرانه را تشکیل می دهند . در این زمینه و در قلمرو کاری افراد، سه پیش فرض مهم وجود دارد که در جدول آمده است.

ماهیت انسان معنویت، فراگیر و بخش درونی و ذاتی انسان است
محتوای کار محتوای کار باعث می شود انسان تجربه های شخصی گوناگون کسب کند
زمینه ی کار تغییرات آن سریع تر از هر زمان دیگر است  و برای روح انسان زیان آور است

(گیبونز،1999)

 

 

این پیش فرض ها افرادی را که در زمینه معنویت در سازمان مطالعه و پژوهش می کند به چالش می طلبد.

همان طور که پیامد و نتایج  هر یک از ارتباطات در ایجاد فضای معنوی روانی موثرند و می توا ند مختلف باشد. پیامد و دستاوردهای ارتباط فرافردی اتصال و پیوند با نیرویی برتر (خدا) و احساس حضور و ظهور آن در کار و به تبع آن احساس داشتن کاری با معنا و هدفمند است . ارتباط درون فردی بروز توانمندی ها و قابلیت های فردی و به دنبال آن خود شکوفایی در کار ، یعنی رسیدن هستی  یک فرد می باشد .

نتیجه ارتباط اثر بخش میان فردی، تفاهم برای رسیدن به هدفی مشترک در راستای اهداف سازمانی است . سرانجام در ارتباط برون فردی در افراد احساس به هم پیوستگی با محیط خویش ایجاد خواهد شد. جامعیت تعریف یاد شده آنچنان است که می تواند در پارادایم های نسبت گرا، آیین گرا، انسان گرا و پست مدرن قرار بگیرد، چرا که این تعریف از سنخ “معنویت فرا دینی” است . صداهایی که از معنویت سخن می گویند بسیارند. بسیاری از افراد این پرسش را مطرح می کنند که ” کدام نوع معنویت قادر است دگرگونی های فردی، اجتماعی و سازمانی عمیقی را که این جهان سخت بدان نیازمند است، پدید آورد؟ ” بسیاری از افراد از معنویت سخن می گویند اما معلوم نیست که چه نوع معنویتی مراد آنان است . یکی از مهم ترین محدودیت و دشواری های تعریف معنویت در کار ، ماهیت تکثر گرا بودن آن است. افراد به خود اجازه می دهند هر چیزی ، هر راه و روشی را معنوی بدانند ، این موضوع در نهضت های نودینی مشهود تر است . علاوه بر این، این مساله مهم است  که نباید تصور شود که هر کس که پیرو یک طریقت معنوی است ، یا به عبارتی ، به کنکاش در معنویت خود می پردازد، الزاماً این کار را به صورت سالمی انجام می دهد. از این رو لازم است ابتدا معنای معنویت در سنخ مربوط به آن  و نقشی که معنویت در زندگی افراد بازی می کند جستجو شود . فرانسیس وون در کتاب وست (1383) درباره خطری هشدار می دهد که آن را ” اعتیاد معنوی” می نامند. به عقیده ی وی : ” هر معنویتی که بر خیالبافی و کنار گذاشتن و نفی مسولیت شخصی مبتنی باشد به طور بالقوه اعتیاد آور است ”

در یک سنخ شناسی با ماهیت تکثر گرا، معنویت های مختلف در سه نوع زیر خلاصه شده است : دینی ، غیر دینی و رازورانه ، معنویت دینی؛ معنویتی است که مبتنی بر یک سنت خاص دینی است و بر یک چارچوب و سیستم اعتقادی خاص استوار است. معنویت غیر دینی؛ در برگیرنده معنویت های انسان گرا، طبیعت محورو زمین محور است . عقاید آنان ممکن است بر مبنای انکار وجود خدا یا وحدت وجود خدا باشد، آموزه های آنان در برگیرنده عمل گرایی محیطی و اجتماعی است. معنویت رازورانه؛ تجربه ی شخصی افرادی است  که ممکن است به عنوان شیوه ها یا فرقه های فرعی یک دین مانند یهودیت ،مسیحیت واسلام باشد یا شامل بیشتر معنویت های شرقی شود (هتو و تراویز،2004)

به نظر می رسد می توان از نوع دیگری از معنویت سخن گفت که نسبتاً جامع تر و پذیرای سنخ های دیگر است  و آن معنویت فرادینی است . به رغم این حقیقت که توسعه ژرف  و عمیق در هر معنویتی بدون شالوده دینی مشکل است، با وجود این، موضوعاتی مثل روح ، آیینه های باطنی جمعی و معنویت در سال های اخیر مورد توجه بسیاری قرار گرفته است . بیشتر این در اثر تأکیدها، گذشتن از نسبتهای دینی خاص بوده است . کاوانا به نقل از  أهمان در اثر اصیل خود؛ ” قلاب های آسمان” برجستگی ویژه ای به معنویت می دهد و اظهار می دارد که؛ بیشتر کتب، مقاله ها، مذاکره ها و مشاورانی که از روح یا معنویت در جامعه یا محیط کار سخن می گویند، به هیچ سنت دینی خاصی وابسته نیستند . چنین تلاش هایی برای ایجاد سطح بالاتری از آگاهی است که از یک چشم انداز معنوی حاصل می شود و از قبیل آن بینش، خلاقیت و بهره وری بیشتر ، و سطح نوینی از شادمانی، انرژی، فرصت و رضایت شغلی را بر می انگیزاند.

در معنویت فرادینی توجه به “گوهر دین” است. توجه به گوهر هر دینی ما را به به وحدت گوهر ادیان رهنمون می سازد ، آن چه در معنویت فرا دینی مهم است ، آموزه ها و تعالیم عملی، زنده و پویایی است که در هر دین یا هر مکتب  حتی غیر دینی نیز ممکن است یافت شود ، همان طور که بسیاری از اندیشمندان مثل آندرهیل (1973) معتقدند : معنویت، قلب هر دین است. بنابراین، می توان از صدف های دینی و غیر دینی گذر کرد و به قلب دین که همان گوهر های دینی و غیر دینی است رسید. علاوه بر این، می توان اذعان داشت که معنویت فرادینی جامعیت و فراگیری بسیاری دارد، شمولیت و جامعیت آن تا آنجاست که به نظر می رسد می تواند سنخ های دیگر معنویت را بپذیرد یا حداقل با آن مغایرت و مقابله نداشته باشد. افزون بر این، معنویت فرادینی با رویکردی روانشناختی به ابعاد وجودی، زیستی، اجتماعی، روانی و معنوی پیوند می خورد. بنابراین رویکرد، تعریف معنویت در کار از سنخ معنویت فرادینی با رویکرد روان شناختی است.