وراثت و خلاقيت:/پایان نامه درمورد ماهیت شغل و خلاقیت

وراثت و خلاقيت:/پایان نامه درمورد ماهیت شغل و خلاقیت

نقش وراثت در خلاقيت:

      در اكثر تعاريفي از خلاقيت شده بر ضعيف بودن نقش وراثتي و ذاتي خلاقيت تأكيد شده و بر تواناييهايي اشاره مي شود كه قابل پرورش بوده و مي توان آن ها را افزايش داد، بنابراين خلاقيت قابل تعميم به تمام افراد جامعه مي باشد و همگي از درجاتي از خلاقيت برخوردارند. امروزه ديگر بحثي راجع به اينكه خلاقيت ذاتي است يا اكتسابي وجود ندارد بلكه دنياي امروز تلاش مي كند خلاقيت و مباحث آن را چه در زمينه هاي روان شناسي و علوم تربيتي و چه در زمينه هاي مديريت كسب وكار به درستي بشناسد و ابعاد مختلف آن را توسعه دهد. خلاقيت به عوامل متعدد درون فردي و ميان فردي نيازمند است. محيط مناسب، والدين آگاه، مربيان شايسته،

برنامه هاي آموزشي، تفاوتهاي فردي و سخت كوشي از جمله لوازم خلاقيت هستند. ( سعيدي كيا، 1388، 63)

 

1-2-14-چند ديدگاه درباره خلاقيت:

برخي از محققان خلاقيت را به عنوان يك فرآيند بررسي نكرده اند، بلكه آن را مخلوق همزماني و تلاقي پاره اي از متغيرها مي دانند. اين افراد هريك، عامل يا مجموعه اي از عوامل را در به وجود آمدن اين وضعيت مد نظر قرار داده اند. ( مشبكي، وفايي، 1382، 2 )

‹‹ استرنبرگ ›› خلاقيت را ناشي از وضعيتي مي داند كه در آن افراد خلاق داراي خصايص اخلاقي و شخصيتي

خاص در زمينه موردنظر خويش، داراي تخصص و دانش كافي بوده و با بهره گيري از تواناييهاي عقلاني تركيبي،

تحقيقي و ارزيابي ايده ها و نيز همراهي و به كارگيري سبك فكري ابداعي، در درون محيطي حمايتي كه انگيزه انجام كار را براي فرد مهيا كرده است واقع مي شوند. ( همان منبع،2  )

 

‹‹ مام فورد ››  فراهم آوردن وضعيت خلاقيت را ناشي از تركيب و  سامان دهي مجدد مفاهيم و مسائل موجود پنداشته است. به عبارتي تعريف جديد يك فعاليت نسبتا”كم ساختار منجر به توليد ايده ها و يا درك جديدي در آن زمينه مي شود و بدين شكل عنوان مي كند كه در تفكر خلاق توانايي تركيب مفهومي ( بررسي فايده ها و نتايج ) اهميت شاياني دارد. ( همان منبع، 3 )

‹‹پيتر وكامرون›› مطرح كردند كه افراد خلاق در انجام امور متنوعي دركارشان مهارت دارند كه اين قلمرو توجه وسيعي را براي افراد مهيا مي سازد. او پيشنهاد مي كند جهت تفكر زمان كافي در اختيار اين افراد گذاشته شود و آن ها را از موانع دور نگه داشت. فراهم بودن زمان كافي جهت تفكر و تمكز بر مسئله در حذف موانع بازدارنده باعث تداوم فعالي خلاقيت مي شود. ( همان منبع، 3 )

بنابر نظر ‹‹ افلاطون›› هريك از اعضاي جهان مادي دااي يك همتاي انتزاعي تحت عنوان ايده يا انديشه است كه علت آن شي به حساب مي آيد. مثلا”انديشه انتزاعي صندلي با ماده كنش متقابل مي كند تا آنچه را كه ما صندلي مي ناميم به وجود آورد. همه اشياء مادي داراي چنين سرچشمه اي هستند. بنابراين آنچه ما از ذهن خود دانش كاملي از همه انديشه هايي كه جهان را مي سازند در اختيار دارند. بنابراين ذهن انسان تصويري از جهان است. بر اين اساس تمامي دانش و افكار جديد يادآوري تجاربي است كه روح ما در آسماني كه فراسوي آسمان هاست داشته است. به پيروي از افلاطون، فلاسفه اي چون رنه دكارت و ايمانوئل كانت معتقدند كه منشأ

 

ايده هاي تازه ذهن مي باشد. (قربان پناه،1388 ، 1 )

‹‹ ارسطو›› يكي از شاگردان افلاطون بود كه ابتدا نظرات او را دقيقا” پذيرفت اما بعدها به مخالفت با آن ها برخاست، برعكس نظر افلاطون، ارسطو بر اين عقيده است كه منبع افكار و انديشه هاي جديد، اطلاعات حسي است كه از طريق حواس پنج گانه به واسطه تعامل با محيط تجربه و كسب مي شوند. ( همان منبع ، 2 )

‹‹ زيگموند فرويد›› از دو نوع فرآيند اوليه فكر يا ناخودآگاه و فرآيند ثانويه فكر يا خودآگاه نام مي برد. او معتقد است كه خلاقيت از تعارض درون شخصي خصوصا”فرآيندهاي ناخودآگاه برانگيخته مي شود. فرد خلاق از تفكر نوع اوليه جهت توليد ايده هاي تازه استفاده كرده و فرآيند ثانويه را جهت تحقق ايده هاي حاصل از تفكر اوليه را به كار مي گيرد. در نتيجه خلاقيت باعث كاهش اضطراب ناشي از تعارض مي شود. پس با اين وجود از ديدگاه روان كاوان مي توان نتيجه گيري كرد كه:

الف) منبع خلاقيت ناشي از تعارض درون فرد خصوصا”ضمير ناخودآگاه است.

ب) ناخودآگاه باعث توليد ايده ها و راه حلهاي بديع و تازه و خودآگاه باعث عملياتي شدن اين ايده ها مي شود.

ج) توليد ايده هاي تازه و جامه عمل پوشاندن به آن ها باعث كاهش اضطراب ناشي از تعارض مي شود. ( همان منبع ، 3 )

بعضي از صاحب نظران معتقدند كه منبع آثار خلاق، اتفاق است. به عنوان مثال؛ ‹‹كميل›› (1960) و ‹‹ سايمونستترن›› (1988) با تأثيرپذيري از تئوري تصادف و نوشته هاي ويليام جيمز بيان مي دارند كه ايده هاي خلاق از منبع و فرآيندهاي تصادفي غيرقابل كنترل نوع دارويني، انتخاب طبيعي و تصادفي ناشي مي شود. پيشرفت هايي مانند كشف فلمينگ مرهون مشاهدات اتفاقي بود. ويزبرگ (1994) بيان مي كند خلاقيت در استمرار با گذشته شروع شده و اين بدين معني است كه خلاقيت با دانسته هاي ما از كارهاي ديگران شروع شده، اما برمبناي اطلاعات جديد كه از موقعيت ها نشأت مي گيرد فراتر از گذشته مي رود. ( همان منبع، 3)

‹‹ پيتر دراكر›› (1991) عنوان مي كند بيشتر خلاقيت ها از جستجوي هدف دار منابع خلاقيت ايجاد مي شود. اين منابع را مي توان در قالب وقايع غير منتظره، ناسازگاري، نيازهاي فرآيند، تغيير در بازار، تغييرات جمعي، تغيير در ادراك و تكوين دانش جديد تقسيم بندي كرد. ( همان منبع، 3 )

ماحصل اين مطالب در نكاتي به شرح زير قابل جمع بندي است:

مي توان تمامي منابع و خاستگاههاي خلاقيت را براساس دو جنبه طبقه بندي كرد كه براساس نظر انديشمندان خلاقيت مي تواند در درون افراد باشد ، در مقابل بعضي از صاحب نظران خلاقيت را بيرون از انسان مي دانند و بعضي نيز منشأ خلاقيت را هم درون و هم بيرون از انسان مي دانند ، بدين معني كه بعضي از منشأهاي خلاقيت فردي بوده و برخي از آن ها محيطي هستند. ( همان منبع، 4 )

 

 

مدیر سایت