نظریه رابرت مک کری و پل کاستا: الگوی پنج عاملی

مک کری و کاستا (۱۹۸۹) پنج محور اصلی واسه معرفی شخصیت ارائه کردن. نظریه اونا نظریه «پنج دلیلی بزرگ» در شخصیت شناخته شد. این نظریه از طرف روان شناسا نامبرده در اواخر دهه ۸۰ میلادی ارائه شد و در اوایل دهه ۹۰ مورد آزمایش قرار گرفت. ماتیوزو دیری[۲] (۱۹۹۸) اشاره دارن که این نظریه از جهاتی دارای پایه های منطق کلامی و از زوایایی دارای زیربنای آماریه. دیگمن[۳] (۱۹۹۰) عقیده داره که طرح پنج دلیلی، ساختار ویژگیای شخصیت رو نشون میده و محصول چهار دهه تلاش عملی در این زمینه س (به نقل از حق شناس، ۱۳۸۸).

مک کری و کاستا، پنج عامل بزرگ شخصیت رو تمایلاتی معرفی کردن که زمینه زیستی دارن، یعنی تفاوتای رفتاری مربوط به پنج عامل به ژنها، ساختار مغز و مانند اون برمیگرده. این تمایلات اساسی، آمادگی عمل و احساس طوری خاصه و مستقیما تحت اثر محیط قرار نداره. اونا با طرح دوباره مسئله طبیعت در برابر تربیت، نظر خود رو به تربیت بیان
می کنن. جون کلام اینه که صفات شخصیت مانند خلق و خو، آمادگیای داخلی در راه رشد بوده و از پایهً جداگونه از اثرات محیطی هستن (پروین و جون، ۱۳۸۹).

با در نظر گرفتن دلایل مربوط به ارثی بودن تمایلات اساسی، اثرات محدود اونا از والدین و مطالعاتی که در بقیه فرهنگا و جوامع شده، مک کری و کاستا فکر می کنند که شخصیت از یه رسش داخلی نشأت میگیره. با این دید، صفات شخصیت بیشتر متأثر از عوامل زیستیه تا محصول تجربه زندگی و شکوفایی تمایلات اساسی به وسیله محیط( پروین و جون، ۱۳۸۹).

 

عوامل پنج گانه درزمان مدت زمان طولانی و در فرهنگای جور واجور عموماً ثابت ان
(مک کری و کاستا، ۱۹۹۹؛ به نقل از نیلفروشان، ۱۳۸۹). باید در نظر داشت که هر چند صفات شخصیتی با ثبات ان ولی افراد می تونن الگوهای رفتاری افکار و احساسات خود رو درزمان    برنامه های دخالت و درمان تغییردهند. پس پیوند بین پنج عامل و نتیجه های مهم زندگی اشاره به ابعاد رفتاری داره که افراد می تونن واسه رشد شخصیتی و متغیر مهم بدوننش. تغییر در ساختار شخصیت باید با در نظر گرفتن تغییرات بلوغ و پختگی، انتقالای بافتی – اجتماعی و تکالیف زندگی مختص سن بررسی شه (جون و سریواستاوا، ۱۹۹۹).

این پنج عامل عبارتند از: روان رنجورخویی، برون گرایی، تجربه پذیری، توافق پذیری و وظیفه شناسی.

توافق

این عوامل از راه شکل های جور واجور فنون آزمایش، از جمله پرسشنامه های خودسنجی، آزمونای عینی و گزارشای مشاهده گران تأیید شده. محققان بعداً آزمون شخصیتی رو به نام پرسشنامه شخصیت نئو (NEO) ساختن که از سرواژهای به دست اومده از حروف اول سه عامل اول واسه اسم اون استفاده شده (شولتز و شولتز، ۱۳۸۸).

[۱]-Srivastava

[۲] – Mattewes& Deary

[۳]- Digman