فرایند تعهد سازمانی:/پایان نامه درباره محوریت کار و تعهدسازمانی

فرایند تعهد سازمانی:/پایان نامه درباره محوریت کار و تعهدسازمانی

فرایند تعهد سازمانی

اریلی و چتمن[1] در مطالعات خود سه مرحله برای ایجاد تعهد سازمانی بیان نموده اند: 1. پذیرش[2]: شخص در این مرحله تاثیر یا نفوذ دیگران را می پذیرد، چراکه می خواهد در برابر این پذیرش، منافعی مانند دریافت بیشتر را به دست آورد. 2. تعیین هویت[3]: در این مرحله، شخص، تاثیر و نفوذ را برای رسیدن به یک رابطه­ی مناسب و رضایت بخش می پذیرد. تعهد، به معنای تداوم و تمایل به برقراری ارتباط با سازمان است، زیرا این ارتباط جذاب است. 3. درونی شدن[4]: مرحله­ی سوم و پایانی، درونی شدن است، در این مرحله، شخص، ارزش های سازمانی را مشوق درونی و سازگار با ارزش های خویش می داند؛ بعبارتی دیگر، در این مرحله، ارزش های سازمان و فرد با هم سازگار هستند (الله دادی، 1382؛ به نقل از خنیفر و همکاران، 1388: ص155).

مسائلی چون پرداخت بر مبنای عملکرد، ارزیابی از عملکرد کارکنان، سیاست ها­ی بکار گرفته شده برای ایجاد امنیت شغلی کارکنان، ایجاد ارتباط با کارکنان و مشتریان، شناخت نیازها و انتظارات آنان، توجه به برنامه ریزی های بلندمدت، کاهش مقررات خشک و دیوان سالاری (بوروکراسی) در سازمان ها، ایجاد انعطاف و خلاقیت، ایجاد کارهای گروهی در سازمان ها، گسترش مفهوم آموزش در سازمان ها و ارگان ها، ایجاد امنیت روحی و روانی برای کارکنان و توجه به مسئله­ی رفاه آنان از جمله عواملی است که در میزان بهره وری سازمانی موثر است و باعث ایجاد تعهد در کارکنان می شود (لینکلن [5]،1991؛ رضایی و ساعتچی، 1387:ص 132).

تعهد سازمانی از دیدگاه نظریه های (رفتارگرایی[6]، روانشناختی اجتماعی[7]، تبادل اجتماعی[8]): از نظر رفتارگرایان تعهد عبارت است از مجموعه ای از مفاهیم رفتاری است و موضوع تعهد نگرشی، تعیین هویت کارکنان با سازمان است. مکتب روانشناختی اجتماعی تعهد را نیرویی تلقی می کند که کارکنان را به سازمان پیوند می دهد و بر مفهوم سرمایه گذاری و عوامل موقعیتی تاکید دارد (رهنورد و رادمنش، 1382: ص5-6). بر اساس نظریه­ی تبادل اجتماعی همانطور که سازمان از کارکنان حمایت و بخشی از نیازهای اجتماعی آنان را برطرف می کند، احتمالا آنان نیز سازمان را برای پیوستن به سازمان دیگری ترک نخواهند کرد، زیرا در صورت ترک کردن سازمان، هزینه­ی زیادی بابت از دست دادن حمایت سازمان باید متحمل شود. آیزنبرگ[9] در سال 1986 در پژوهشی با استفاده از نظریه­ی مبادله­ی اجتماعی نشان داد کارکنانی که سطوح بالایی از حمایت سازمانی را درک می کنند، احتمال بیشتری دارد که احساس تکلیف کنند و از طریق تعهد و بویژه تعهد عاطفی به سازمان و رفتارهای مطلوب کاری، حمایت سازمانی را جبران کنند. بنابراین کارکنان بر اساس برداشتی که از حمایت های سازمانی دارند، تعهد خود را نسبت به سازمان نشان خواهند داد (پورسلطانی زرندی و امیرجی نقندر، 1391: ص 56).

تعهد سازمانی به عنوان وابستگی عاطفی و روانی به سازمان در نظر گرفته می شود که بر اساس آن فردی که شدیدا متعهد است، هویت خود را با سازمان معین می کنند، در سازمان مشارکت می کند و در آن درگیر می شود و از عضویت در سازمان لذت می برد (سیدی، 1393: ص8).

معمولی ترین شیوه در تعریف تعهد سازمانی آن است که تعهد سازمانی را نوعی نگرش به کل سازمانی (نه شغل) که فرد در آن مشغول به کار است در نظر بگیریم. در این تعریف، تعهد سازمانی نوعی وابستگی عاطفی به سازمان به شمار می رود. فردی که به شدت به سازمان محل کارش متعهد است، هویت خود را از سازمان می گیرد، در سازمان مشارکت دارد و با آن در می آمیزد و از عضویت در آن لذت می برد. برای نمونه، چتمن و اریلی تعهد سازمانی را به معنای حمایت و پیوستگی عاطفی با اهداف و ارزش های یک سازمان به دلیل خود سازمان و دور از ارزش های ابزاری آن (وسیله ای برای دستیابی به اهداف دیگر) تعریف می کنند. شلدون تعهد سازمانی را نگرش یا جهت گیری می داند که هویت فرد را به سازمان مرتبط یا وابسته می کند. بوکانان تعهد سازمانی را نوعی وابستگی عاطفی و تعصب آمیز به ارزش ها و اهداف سازمان می داند (اسماعیلی، 1380: صص67-66).

3 Oreilly & chatman

4 Acceptance

5 Idenification

6 Interning

1 Lincoln

2 Behaviorism

3 Social psychological

4 Socialexchange

5Eisenberg

مدیر سایت