ساختار برند داخلی:پایان نامه نقش کلیدی برند در موفقیت شرکتها

دانلود پایان نامه

ساختار برند داخلی:

در ادبیات برندینگ شرکت ها و خدمات مشخص شده است که کارکنان نقش مهمی در ادراکات و برداشت مشتریان و سهامداران از برند دارند و این نقش انکار ناپذیر آنان به واسطه نقش کارکردی و عملکردی (چیزی که انتقال می یابد) و هیجانی (چگونگی انتقال یافتن) می باشد. هنگامی که آنان با ارزش های برند داخلی همسو و هم جهت باشند، یک شرکت یا سازمان می تواند به یک مزیت رقابتی پایدار در مورد برند خود دست پیدا کند. بنابراین، برندینگ داخلی از آن روی که در دستیابی به مزیت رقابتی توسط کارکنان به عنوان هدف اصلی بسیار مهم می باشد، باید همواره مورد توجه قرار گیرد، عنصری که پیدا کردن همتا و نظیری برای آن مشکل می نماید. برندینگ داخلی تضمین می کند که کارکنان ارزش های برند را می دانند و می فهمند و در تصمیماتشان در مسیر مشتری گرایی از ارزش ها پیروی کرده و آن را اجرا می کنند. برندینگ داخلی، ساختارهای کمپانی، فرایندها، تخصیص منابع، فرهنگ و فلسفه رهبری و استفاده از ابزارهای مدیریت، به منظور بهبود رفتار کارکنان و فعالیت های ارتباطی را هماهنگ می سازد. به عنوان مجموعه ای از معیارها، برندینگ داخلی کلیه فعالیت هایی که با یکدیگر رفتارهای کارکنان در ارتباط با تعهد برند و عملکرد برند[1] را تحت تأثیر قرار می دهد را هماهنگ می سازد. ایجاد برندینگ داخلی در سازمان، چگونه بین برند سازمان و افراد ارتباط برقرار می نماید؟چه چیزی عملکرد کاری کارکنان را ارتقاء می بخشد؟

ترکیبی از علاقه و خواسته، توانایی  و توانمندی. این عوامل به تنهایی نمی توانند برای برند کار بسزایی انجام دهند.با کمک این ترکیب عوامل، یک سازمان شروع به متعهد شدن در برابر منافع ویژه ای، می کند. یک سازمان از طریق برندش، اشتیاق و انگیزش، کیفیت و تفویض مسئولیت به کارکنان که از نکات کلیدی موفقیت برند در رابطه با مشتریان و سایر ذی نفعان می باشد، به دست می آورد و زمانی که برندینگ داخلی نقش ایفا می کند موفقیت برند چندین برابر خواهد شد. این نوع برندینگ شامل ارتقاء و ارائه مجموعه راه های مرتبط با توانمندسازی کارکنان می باشد تا به مشتریان یک تجربه برند خوبی که تعهد برند را تحقق بخشد ارائه کند. برندینگ داخلی به طور مستقیم بر ارتباط برند با مشتریان تأثیر دارد. برندینگ داخلی بر روی ارتباط برند با مشتریان تأثیر مستقیم دارد.

بنای برندینگ داخلی در طول مرحله توسعه برند گذاشته می شود. اگر برندینگ داخلی جزئی انسجام یافته از استراتژی برند نباشد، ریسک بالایی از ارزش های برندی که صرفاً از دیدگاه بازاریابی توسعه یافته است وجود دارد. به همراه معیارهای کیفیت بیرونی، مانند سازگاری استراتژیک، تمایز و ارتباط، ارزش های برند باید از نظر داخلی نیز رابطه داشته باشند و توسط کارکنانی که می توانند آن را به مشتریان منتقل کنند درک شود. در صورتی که تعهد برند و تجربه برند، تأثیر متقابل نداشته باشند، برند ضعیف و آسیب پذیر خواهد بود. تعهد برند توسط کمپانی به عنوان یک کل ساخته می شود نه صرفاً در بخش فروش و یا… . زمانی که ارزش برند به وجود آمد، ارزش ها نیازمندند تا در سازمان درون سازی شوند. سازمان ها اغلب تلاش می کنند که از کانال های ارتباطی داخلی رسمی استفاده کنند. اگرچه، این فرایند، نیاز دارد تا از طریق هدف گذاری مدیریت کارکنان از طریق سیستم های انگیزشی، آموزش پشتیبانی شوند و نیاز دارد تا مجدداً توسط ارتباطات مدیریت از طریق سلسله مراتب کمپانی اعلام گردد. انتقال ارزش برند که فقط بر روی پوسترها، ابزار، بخش های مختلف اینترنت، بروشورهای خوش نما باشند، به اندازه ی کافی و مناسب به منظور پشتیبانی از برند مرتبط با رفتار کارکنان تأثیر می گذارد.انتقال ارزش برند باید برای مشتریان واضح باشد که ارزش برند تمام سازمان و سیستم را در برگرفته است. علاوه بر این، به منظور این که ارزش برند با فرهنگ سازمانی، فرایندها و سیستم ها نهادینه شود، عامل دیگری که در برندینگ داخلی موفق شرکت می کند کیفیت بالای ارتباطات می باشد.

[1] Brand performance

دانلود پایان نامه

Author: مدیر سایت