زنجیره تامین چابک//پایان نامه درباره زنجیره تامین چابک

زنجیره تامین چابک//پایان نامه درباره زنجیره تامین چابک

چارچوب مفهومی زنجیره تامین چابک

پیشرفت‌های موازی در حوزه‌های چابکی و مدیریت زنجیره تأمین منجر به معرفی یک زنجیره ی تامین چابک شده است. درحالی‌که چابکی به شکل گسترده ای به عنوان یک استراتژی برنده برای رشد مورد پذیرش قرار گرفته است ، حتی به عنوان مبنایی برای بقا در بعضی از محیط‌های کسب و کار خاص تلقی شده و ایده ایجاد زنجیره ی تأمین چابک به عنوان یک گام منطقی برای سازمان‌ها مطرح شده است (اسماعیل و شریفی،2006 ) چابکی در یک زنجیرة تامین با توجه به نظریه اسماعیل و شریفی(2006)، عبارت است از توانایی کل زنجیره تأمین و اعضای آن برای هماهنگی سریع با شبکه‌ها و عملیات مربوط برای انطباق با الزامات و نیازمندی‌های متلاطم و پویای مشتریان . عمده‌ترین تمرکز بر اجرای فعالیت‌های کسب و کار در ساختارهای شبکه‌ای و با در نظر گرفتن سطح کافی از چابکی برای پاسخ‌گویی به تغییرات به شکلی است که به صورت کنشی (پیش دستانه) قادر به پیش‌بینی تغییرات بوده و فرصت‌های نوظهور را جستجو ‌کند.

هدف نهایی زنجیره تأمین  چابک ، غنی‌سازی و ارضای مشتریان است. در چهارچوب لین و همکارانش (2006) ، اهداف ارضا شده مشتری از چهار منظر نشان داده شده است که شامل هزینه ، زمان ، عملکرد و ثبات و پایداری است. عمده‌ترین نیروی پیش‌برنده چابکی نیروی تغییر است . محرک‌های چابکی عبارتند از تغییرات یا فشارهای محیط کسب و کار که سازمان‌ها را مجبور می‌کنند در پی روش‌های جدیدی از کسب و کار باشند که از این طریق بتوانند مزیت رقابتی خود را حفظ کنند . محرک‌های تغییر نقطه آغاز این کار  مفهومی محسوب می‌شود . محرک‌های طبیعی را می‌توان با پنج عنصر توصیف نمود(ژانک و شریفی،2000) :

– تغییرات در بازار مانند رشد بازارهای تخصصی ، افزایش نرخ رشد در مدل‌های محصول ، کوتاه شدن سیکل عمرمحصول

– تغییرات در نیازمندی‌ها و خواسته‌های مشتری مانند تقاضا برای سفارشی شدن محصولات و خدمات ، زمان تحویل سریع‌تر و کوتاه‌تر شدن زمان طراحی تا تحویل محصول به بازار و افزایش انتظارات کیفی

– تغییر در معیارهای رقابتی مانند شکل‌گیری سازمان‌های جدید ، روش‌های همکاری (به‌طور مثال افزایش فشارهای مربوط به بهای تمام شده ،افزایش نرخ نوآوری، افزایش فشار رقابت جهانی بازار )

– تغییرات تکنولوژی مانند محصولات جدید مواد، روش‌های تولید ، ابزارهای طراحی به‌طور مثال معرفی امکانات تولیدی کاراتر ، سریع‌تر و اقتصادی تر،معرفی تکنولوژی‌های جدید نرم‌افزاری و معرفی مواد اولیه جدید  .

– تغییر در ساختارهای اجتماعی مانند رفاه مردم و استاندارد زندگی ، سیاست ، قوانین (به‌طور مثال فشارهای مربوط به محیط زیست ، تغییرات قراردادهای اجتماعی ، انتظارات نیروی کار ، انتظارات مربوط به محیط کار و مشکلات فرهنگی ) .

اینکه تغییرات خارجی و محیطی چگونه منجر به احساس نیاز سازمان برای توسعه سازمان ، فراینده نیروی انسانی و نظایر این‌ها برای دستیابی به چابکی می‌شود را می‌توان با مراجعه به اطلاعات حاصل از معیارهای بهینه کاری که توسط گلدمن[1] و همکارانش (1995) ارائه ‌شده آزمون نمود . گلدمن در این سند 10 نیروی مجزا را ذکر می‌کند که سازمان را به سمت چابکی هدایت می‌کنند. این نیروها عبارتند از :

– بخش بخش شدن بازار

– تولید برحسب سفارش در اندازه‌های تولید ‌دلخواه

– ظرفیت اطلاعاتی  برای مدیریت انبوهی از مشتریان به صورت کاملاً مجزا

– کوتاه شدن سیکل عمر محصول

– هم‌پوشانی محصولات و خدمات

– شبکه‌های تولید جهانی

– همکاری و رقابت هم‌زمان بین شرکت‌ها

– زیرساخت‌های توزیع شده برای سفارشی سازی در سطح انبوه

– سازماندهی مجدد شرکت‌ها

– فشار برای درونی کردن ارزش‌ها اجتماعی حاکم

براساس چارچوب مفهومی لین و همکارانش (2006) ، یک زنجیره تأمین چابک قابلیت مجزاست تا بتواند مشتریان را غنی ساخته و آن‌ها را ارضا کند . این قابلیت‌های کلیدی شامل چهار عنصر اساسی است :

پاسخ‌گویی : که عبارت است از توانایی شناسایی تغییرات و پاسخ‌گویی سریع به آن‌ها که خواه به صورت کششی یا واکنشی انجام می‌شود و همچنین پوشش شرایط حاصل از تغییر

شایستگی : که عبارت است از توانایی درک کارا و مؤثر اهداف سازمانی

انعطاف‌پذیری و انطباق‌پذیری : که عبارت است از توانایی سازمان برای اجرای فرایندهای مختلف و استفاده از امکانات گوناگون برای تحقق اهداف یکسان

سرعت : که عبارت است از توانایی سازمان برای انجام یک فعالیت در سریع‌ترین زمان ممکن

لین و همکارانش (2006) چنین ادامه می‌دهند ، برای داشتن یک زنجیره تأمین واقعاً  چابک باید عناصر کلیدی به چهار گروه طبقه بندی شوند که عبارتند از :

– روابط مشارکتی تحت عنوان استراتژی زنجیره تأمین

– یکپارچگی فرآیند به عنوان مبنای زنجیره تأمین

– یکپارچگی اطلاعاتی به عنوان زیربنای زنجیره تأمین

– حساسیت مشتری و بازار و فرایند بازاریابی به عنوان مکانیزم زنجیره تأمین

 

[1] Goldman

مدیر سایت