تکنولوژی در قرن حاضر-پایان نامه بهینه ساختن عمکرد بنگاه

تکنولوژی در قرن حاضر-پایان نامه بهینه ساختن عمکرد بنگاه

ویژگی تکنولوژی در قرن حاضر:

پویایی محیط و سرعت در رشد و تحولات بازار و تکنولوژی در قالب عدم قطعیت در بازار و عدم قطعیت در تکنولوژی به عنوان دو ویژگی برای تکنولوژی مطرح می گردد که خود شاخص تمایز میان تکنولوژی برتر و تکنولوژی ساده تلقی میگردد. عدم قطعیت بازار ناشناخته بودن ان دسته از انتظارات و نیازهای مشتریان است که با تکنولوژی جدید قابل تامین است، درصورتی که عدم قطعیت تکنولوژی در واقع عدم اطمینان به موفقیت و قابلیت تکنولوژی در پاسخ گویی به نیازهای مشتری است. به طور کلی در مواردی که تکنولوژی جدید باشد یا باتغییرات سریع همراه باشد با عدم قطعیت بالاتری مواجه خواهیم بود.

 

نمونه هایی از عدم قطعیت تکنولوژی عبارتند از:

 

  • عدم وجود اطلاعات کافی درباره عملکرد نهایی محصول و اینکه مطابق انتظار مشتری هست یا خیر.
  • خطرات ناشی از الگوهای نادرست کاربرد تکنولوژی جدید .
  • نگرانی درباره قدیمی شدن تکنولوژی های موجود.

 

نمونه هایی از عدم قطعیت بازار عبارتند از:

 

  • تغییر نیازهای مصرف کنندگان.
  • عدم وجود استانداردهای خاص در بازار.
  • نا مشخص بودن حجم بازار محصولات و تکنولوژی جدید.

عوامل تعیین کننده موقعیت تکنولوژی در متدولوژی زلنی شامل :

  • عوامل فضای فیزیکی و کارخانه مثل امنیت محیطی و تعمیرات و نگهداری و………..
  • عوامل مالی / اقتصادی مثل سرمایه گذاری، کنترلهای هزینه و ………….
  • عوامل استراتژیک مثل تغییر محصول و تکنولوژی محصول و بازار، پیچیدگی (انتخاب محصول)و……..
  • عوامل انسانی مثل مدیریت منابع انسانی، سیستم پاداش و ………
  • عوامل کلیدی تکنولوژی که از حساسیت بیشتری برخوردار است مثل نواوری(در محصول ،فرایند،تحقیق وتوسعه) قیمت، کیفیت، سرویس و …….. (محمودزاده،الف،1380،مدیریت بر اینده باتکنولوژی فردا،چاپ اول،انتشارات انستیتوایزایران)

 

2-6-آيين نامه بنگاههاي كوچك:

آيين نامه اجرايي گسترش بنگاه هاي كوچك اقتصادي زودبازده و كارآفرين در 12 ماده تنظيم شده است. در ماده يك آيين نامه ياد شده آمده است: هدف از اين آيين نامه، سامان دهي فعاليت ها و حمايت هاي دولت در زمينه گسترش بنگاه هاي كوچك اقتصادي زود بازده، دستيابي به توزيع عادلانه منابع در مناطق به ويژه مناطق محروم، توزيع عادلانه منابع بين اقشار مختلف به ويژه مردم محروم، افزايش توليد و صادرات غير نفتي، تقويت تحرك اقتصادي، افزايش كارايي تسهيلات بانكي و تقويت كارآفريني، اشتغال زايي و افزايش فرصت هاي شغلي جديد مي باشد. در ماده دو و در تعريف بنگاه هاي كوچك، آورده شده است: تمامي واحدهاي توليدي (كالا و خدمات) كه ميزان اشتغال آنها كمتر از 50 نفر باشد، بنگاه كوچك ناميده مي شوند. دامنه شمول اين آيين نامه نيز تمامي اشخاص حقيقي و حقوقي است كه در بخش هاي كشاورزي، صنعت و معدن و خدمات فرهنگي و آموزشي فعاليت دارند. در ماده سه نيز تاكيد شده كه بانك ها بايد ترتيبي اتخاذ كنند كه در طول سال هاي برنامه چهارم توسعه، از منابع اعتباري بانکها به طرح هاي بنگاه هاي كوچك اختصاص يابد.

در ماده پنج آيين نامه اجرايي گسترش بنگاه هاي كوچك اقتصادي زودبازده و كارآفرين، به يارانه سود و كارمزد تسهيلات طرح هاي زودبازده اشاره شده است. در دستورالعمل موضوع ماده 5 اين آيين نامه نیزامده است که منظور از طرح زودبازده طرحي است كه مدت زمان اجراي آن كمتر يا برابر 24 ماه باشد.(جمشیدی،م،1389،بررسی طرحهای بنگاههای کوچک و متوسط ،مجله پیوند مهر بانک کشاورزی،جلد68)

 

  • 2-7-موانع توسعه بنگاه‌های کوچک و متوسط در ایران:

 

موانع بازار، درارتباط با محدودیت‌های بازار مثل قراردادها، کنترل قیمت و غیره،

-موانع مالی، مربوط به موانع مختلف مالی که صنایع کوچک و متوسط با آن روبرو هستند، مانندفقدان خدمات بانکی مناسب،

– موانع ناشی از دخالت‌های نامناسب دولت،

-موانع ناشی از عدم دسترسی به اطلاعات مورد نیاز مدیران بنگاه‌های کوچک و متوسط،

-موانع قانونی توسعه بنگاه‌های کوچک و متوسط.(جمشیدی،م،1389،بررسی طرحهای بنگاههای کوچک و متوسط،مجله پیوند مهر بانک کشاورزی،جلد68)

 

در نتیجه در تعاريف SMEها در ايران،بيشتر بر تعداد كاركنان تاكيد شده در حاليكه در تعاريف سازمان هاي بين المللي معيارهايي چون ميزان بازگشت سرمايه ساليانه، جريان نقدي سرمايه و ميزان دارايي ها يا بدهي ها (حداكثر ترازنامه)نيز مورد تاكيد هستند.درواقع در ساختارهاي اقتصادي مولد و كارا واحدهاي  SME‌بيشتر به دنبال كارآفريني، خلق ايده هاي جديد و تحرك در اقتصاد كشوراند، در حاليكه ساختارهاي اقتصادي غير مولد، عمدتا وابسته بر صادرات تك محصولي و درآمدهاي نفتي مي باشند.

 

طرح راه اندازي و تمركز بر بنگاه هاي كوچك و متوسط چند دهه است كه در كشورهاي صنعتي دنيا بصورت عملي به اجرا درآمده در حاليكه در اقتصاد ايران مباحث مرتبط با SME، موضوع جديد و نوپايي است.

 

عمده ترين مزاياي SMEها عبارتنداز:

 

الف)غالباً داراي تكنولوژي ملي بوده و وابستگي آنها به خارج كمتر است.

ب )روش توليد آنها نسبتاً ساده و امور فني و اداري آنها توسط چند نفر مي‌‌توانداداره شود.

ج )انعطاف‌‌‌پذيري زيادي دارند كه بواسطه آن مي‌‌‌‌‌توان تصميمات لازم رابه سرعت اتخاذ و اجرا كرد.

 

همچنین عمده ترين معايب SMEها عبارتنداز:

 

الف)معمولاً مديريت سازمان‌هاي كوچك، توسط يك نفر انجام مي‌گيرد كه غالباً مالك همان واحد است. بنابراين در سازمان‌هاي كوچك، مديريت حرفه‌اي و تخصصي، چندان اعمال نمي‌شود.

ب)در بازاري كه كالا يا خدمات خود را ارائه مي‌كنند، نقش تعيين كننده ندارند.

ج)كمبود منابع مالي جهت سرمايه در گردش.

د)ناتواني در ابعاد تجاري و بازاريابي محصولات در سطح جهاني، بعلت محلي و منطقه اي بودن بازار عرضه.

ه) قرار گرفتن در زير سطح استاندارد و ناكافي بودن بودجه هاي تخصيص يافته به امور تحقيق و توسعه.

تجربه كشورهاي موفق حاكي از اين است كه براي به ثمر رسيدن، تداوم و رشد SMEها يك دستگاه برنامه ريزي و نظارتي قوي مورد نياز است كه از حمايت ساير سازمان ها برخوردار باشد و پرداخت اعتبار صرف كافي نيست. (جمشیدی،م،1389،بررسی طرحهای بنگاههای کوچک و متوسط و نقش انها در جذب سرمایه گذاری،مجله پیوند مهر بانک کشاورزی،جلد68)

مدیر سایت