تعریف شخصیت

تعریف شخصیت

واسه به دست آوردن جزییات بیشتر و جستجو در بین هزاران پایان نامه

در موضوعات جور واجور و دانلود متن کامل اونا

با فرمت ورد به سایت  zusa.ir  مراجعه کنین

تعریف شخصیت

کارشناسان بخش شخصیت و روان شناسی از کلمه شخصیت تعریفای مختلفی ارائه
دادن. کلمه شخصیت که برابر  و برابر کلمه انگلیسی پرسونالیستی[۱] است واقعا از ریشه لاتین پرسونا[۲] گرفته شده که به معنی نقاب یا ماسکی بود که در یونان و روم قدیم بازیگران تئاتر بر چهره می گذاشتن. این تعبیر سر بستهً اشاره به این مطلب داره که شخصیت هرکی ماسکیه که اون بر چهره خود می زنه تا وجه تمیز اون از بقیه باشه (کریمی، ۱۳۸۹). پس معنی اصلی و اولیه شخصیت، تصویری ظاهری و اجتماعیه که براساس نقشی که فرد در جامعه بازی می کنه، قرار داره. یعنی در واقع، فرد به اجتماع خود، شخصیتی رو ارائه میده تا جامعه براساس اون، ایشون رو آزمایش کنه (شاملو، ۱۳۸۲). اما شخصیت در معنی علمی به این سادگی قابل تبیین نیس، چون شخصیت یه معنی انتزاعیه که از راه انسجام و هماهنگی یه سری از خصوصیات معنا پیدا می کنه. این خصوصیات عبارتند از : احساسات و هیجانات، انگیزه ها، افکار، تجارب و ادراکات. از طرف دیگه شخصیت تنها شامل جنبه های ظاهری رفتار نیس بلکه معنی واقعی شخصیت چند بعدیه  و این ابعاد شامل طیفی از پروسه های داخلی و ذهنیه که افراد رو مجبور به انجام رفتار معینی می کنه (دارابی، ۱۳۸۸).

هرچند همه نظریه پردازان شخصیت با یه تعریف واحد از اون مؤافق نیستن اما میتونیم بگیم که شخصیت یعنی الگوی تقریباً پایدار صفات، گرایشا یا ویژگیایی که تا
اندازه ای به رفتار افراد دووم می بخشن. به طور تخصصی تر شخصیت از صفات و گرایشایی تشکیل می شه که به تفاوتای فردی در رفتار، ثبات رفتار در طول زمان و موندگاری رفتار در
موقعیتای جورواجور میرسه (فیست و فیست، ۱۳۸۹).

شخصیت نشون دهنده اون دسته از ویژگیای فرد یا افراده که شامل الگوهای ثابت فکری، عاطفی و رفتاری اوناس (پروین و جون، ۱۳۸۹). شخصیت رو میشه تمایلات تقریباً پایدار روانی و جسمی تعریف کرد، تمایلاتی که چگونگی یکی بودن فرد رو نسبت به محیط روانی، اجتماعی و مادی  مشخص می سازه (کاپلان و سادوک[۳]، ۱۳۸۷).

از نظر آیزنک (۱۹۸۵؛ به نقل از دیجسترا و بارلدز[۴]، ۲۰۰۸) شخصیت یعنی
ویژگیای خلق و خو، تفکر و حتی ویژگیای جسمی فرد که کم و بیش ثابت و پایدار بوده و سازگاری منحصر به فرد اون با محیط رو مشخص می کنه. در واقع صفات شخصیتی بر سبک هیجانی، ارتباطی، تبیینی، نگرشی و انگیزشی فرد میگن (بوچارد[۵]، ۲۰۰۳).

در زبون بیشتر، شخصیت به معانی دیگری به کار میره؛ مثلاً وقتی می گن که کسی با شخصیته؛ یعنی اینکه اون دارای ویژگی هاییه که می تونه افراد دیگه رو تحت نفوذ خود بذاره یا متانت و وقار داره. همین طور در نقطه مقابل اون بی شخصیت به معنی داشتن
ویژگیای منفیه که بازم بقیه رو تحت اثر قرار میده، اما در جهت منفی. هم اینکه کلمه شخصیت در عرف به عنوان چهره مشهور و صاحب صلاحیت در بخش های جور واجور به کار میره، مثل شخصیت سیاسی، شخصیت علمی، شخصیت هنری و مثل این (کریمی، ۱۳۸۴).

اما در این قسمت یه تعریف کامل از شخصیت ارائه می کنیم :

« شخصیت یعنی مجموعه ویژگیای جسمی، روانی و رفتاری که هر فرد رو از افراد دیگه جدا می سازه»(کریمی، ۱۳۸۴).

 

۲-۲-۱۲-۲- عوامل تعیین کننده شخصیت

عوامل تعیین کننده شخصیت به دو گروه تعیین کننده های ارثی و محیطی تقسیم می شن:

عوامل ارثی، نقش کلی ای در تعیین شخصیت فرد، به خصوص در تعیین چیزی که در ایشون استثنایی و خاص هستش، بازی می کنن. هر چند خیلی از روان شناسا، در طول تاریخ روان شناسی بر اهمیت عوامل محیطی و ارثی در تشکیل شخصیت تأکید کردن، نظریه های گذشته فکر می کنند که مهم بودن این عوامل در ویژگیای شخصیتی افراد متفاوت، فرق می کنه. مثلاً اهمیت عوامل ارثی در ویژگیایی چون هوش و خلق و خو بیشتره تا در ارزشا، آرمانا و باورها. عوامل محیطی و اثرات اون موجب شباهت آدما به همدیگه می شه. همینطور، تجارب افراد موجب می شه که هر یک موجودی منحصر به فرد باشن (پروین  و جون، ۱۳۸۹).

ویژگیای وراثتی واسه تحقق پیدا کردن و رشد خود به زمینه ای مناسب نیاز دارن و این محیطه که اینجور زمینه ای رو می تونه جفت و جور سازه. عوامل محیطی زیادی مثل محیط سیاسی، جغرافیایی، فرهنگی، دینی و …  هر کدوم طوری در به وجود اومدن رفتارای خاص یا جلوگیری از مستعد بار اومدن افراد تاثیردارن. چه بسیار آدمایی هستن که استعداد نه خیلی خوبی دارن ولی محیط اونا طوریه که این دست کم استعدادها هم خوب شکوفا می شن و برعکس این قضیه هم صادقه و اون اینکه آدمایی هم هستن که استعدادهای بالقوه عالی دارن اما به دلیل ناجور بودن محیط این استعدادها نهفته در فرد باقی مونده ان. بر همین پایه نقش محیط در بوجود آوردن تفاوتای فردی از جمله شخصیت، چیزی پیشگیری ناپذیره (کرباسی و وکیلیایی، ۱۳۸۸).

اما شاید این سؤال به وجود بیاد که از بین عوامل نامبرده (محیط و وراثت) کدوم عامل نقش اساسی تری رو در بروز صفات افراد داراس؟ جواب به این سؤال بسیار سخته. چون که هر دو عامل وراثتی و محیطی با همدیگه در تعامل ان و مرز مشخصی بین اونا نمیشه تعیین کرد. اما واسه رفع اختلاف این دو باید گفت که در بروز ویژگیای هر فرد هر دو عامل وراثت و محیط تاثیردارن و هیچ کدوم به تنهایی نمی تونه عامل اصلی باشن کلا اثر این دو از همدیگه تفکیک ناپذیره (گنجی، ۱۳۸۹).

[۱] – personality

[۲] -persona

[۳]- Kaplan & Sadoc

[۴] -Dijistra & Barelds

[۵] -Bouchard