تعريف و ضرورت مديريت دانش:پایان نامه ارتباط کیفیت زندگی دانش سازمانی

تعريف و ضرورت مديريت دانش:پایان نامه ارتباط  کیفیت زندگی دانش سازمانی

تعريف و ضرورت مديريت دانش

مديريت دانش به فرايند جمع آوري، سازماندهي، طبقه بندي و انتشار اطلاعات در يك سازمان و هدفمند كردن آنها براي افرادي كه بدانها نيازمندباشند، مي گويند. هدف مديريت دانش اين است كه دانش مورد نياز كاركنان را از يك منبع مركزي بدست آورده و مازاد آنرا كنار بگذارد. مديريت دانش عبارتست از بدست آوردن دانش درست براي مردم درست، در زمان درست، بطوريكه آنها بتوانند بهترين تصميم را اتخاذ كنند(افشار زنجانی،1383).

گاهي به اشتباه مديريت دانش و مديريت اطلاعات يكي تلقي مي شوند و حال آنكه اين دو يكي نيستند. مديريت اطلاعات بطور مشخص بر داده ها تمركز دارد. اما دانش در حقيقت داده هايي هستند كه در يك زمينه مشخص قرار گرفته اند و داراي معني هستند. دانش شامل ساير اشكال اطلاعاتي نيز مي باشد كه آنها رانمي توان در سيستم هاي اطلاعاتي، نظير اطلاعاتي كه بصورت ناگفته و ضمني در ذهن و افكار كاركنان سازمان وجود دارد، يافت . بعد افراد در مديريت دانش بسيار مهم بوده و بطور طبيعي اين بعد، مفاهيم آموختن، پيشتازي در فرهنگ و ترقي به منظور افزايش مشاركت در اطلاعات را دربرمي گيرد(رحمان سرشت،1385).

دانش نه داده است و نه اطلاعات، هر چند كه به هر دو مربوط بوده و تفاوت آنها لزوماً ماهوي نيست. چنان چه بخواهيم بدانيم كه داده ها و اطلاعات چگونه به دانش تبديل مي شود، بايستي درباره «مديريت دانش» چيزهايي بدانيم ابتدائي ترين تعريف مديريت دانش عبارت است از: يافتن راهي جهت خلق، شناسايي، شكار و توزيع دانش سازماني به افراد نيازمند آن(افشار زنجانی،1383).

براساس گفته چرچمن[1]، دانش و آگاهي در جمع آوري اطلاعات نيست بلکه در مصرف آن است. يعني رفتار مصرف کننده اطلاعات و چگونگي بر خورد آنان با مجموعه اطلاعات جمع آوري شده مبين اهميت دانش ايجاد شده مي باشد(افشار زنجانی،1383). کارايي اطلاعات، نماد اصلي اثربخشي دانش است تا آنجايي  که جان سيلي برون[2] مدير شركت زيراكس اعتقاد دارد، عليرغم بيش از يک تريليون سرمايه گذاري درتكنولوژي، طي دو دهه، صنعت آمريكا هيچ پيشرفتي را در كارايي اطلاعاتش نديده است(عدلی،1384). ضرورت بهره ور ساختن اطلاعات از يک سو و اولويت خاص دانش که به قول پيتر دراكر نخستين منبع در اقتصاد و توليد مطرح است و با توجه به اينکه کوتاه سازي مدت زمان دسترسي به دانش جديدتر را ناگزير ساخته است، ايجاب مي کند که بيشتر به مقوله مديريت دانش پرداخته شود. بعلاوه تعديلهاي خواسته يا ناخواسته نيروي كار که همواره در پس هر بحران سياسي، اقتصادي و يا اجتماعي گريبان مراکز دانش را نيز مي گيرد و همچنين قوانين مربوط به بازنشستگي و بازخريدهاي زودتر از هنگام و نقل وانتقالهاي سريع و وسيع که ناشي از رقابت شديد بخشهاي مختلف اقتصادي و صنعتي است نيز به ضرورت اعمال مديريت دانش قوت مي بخشد. مقوله مديريت دانش که ممکن است در صورت عدم اعمال صحيح مديريت دانش، تمام دستاوردهاي حاصل از دانش را به راحتي نصيب رقبا نمايد از جمله مواردي است که با توجه به شرايط پيچيده امروزي، ضرورت همگامي سازمانها را با مديريت دانش به عنوان يک مزيت رقابتي جهت بقا و رشد در محيط مبهم آينده اجتناب ناپذير مي کند(افشار زنجانی،1383).

در این قسمت تعاریفی از مدیریت دانش از دیدگاه اندیشمندان مختلف ارائه می شود:

  تعریف
بابایی(1382) مدیریت دانش، کسب دانایی درست برای افراد مناسب در زمان صحیح و مکان مناسب است، به‌گونه‌ای که آنان بتوانند برای دستیابی به اهداف سازمان، بهترین استفاده را از دانش ببرند.
پیروزفر(1385) فرایند خلق، انتشار و بکارگیری دانش بمنظور دستیابی به اهداف سازمانی.
لودن[3] فلسفه‌ای که شامل مجموعه‌ای از اصول، فرایندها، ساختارهای سازمانی وفن آوریهای بکار گرفته شده که افراد را بمنظور اشتراک و بکارگیری دانششان جهت مواجهه با اهداف آنها یاری می‌رساند
آدامسون[4] مدیریت دانش فرآیند سیستماتیک منسجمی است که ترکیب مناسبی از فناوری های اطلاعاتی و تعامل انسانی را به کار می گیرد تا سرمایه های اطلاعاتی سازمان را شناسایی، مدیریت و تسهیم کند.
توربون و همکاران[5] مدیریت دانایی، فرایند کشف، کسب، توسعه و ایجاد، نگهداری، ارزیابی و بکارگیری دانایی مناسب در زمان مناسب توسط فرد مناسب در سازمان است که از طریق ایجاد پیوند میان منابع انسانی، فناوری اطلاعات و ارتباطات و ایجاد ساختاری مناسب برای دستیابی به اهداف سازمانی صورت پذیرد

1- Cherchman

2-  Broan

[3] Laudon,2004

[4] Adamson,2005

[5] Turban,2006

مدیر سایت