تئوري اقتضايي:پایان نامه در مورد بیمه های بازرگانی

تئوري اقتضايي:پایان نامه در مورد بیمه های بازرگانی

تئوري اقتضايي:

تئوري اقتضايي كه برگرفته شده از مكتب سيستمي در مديريت است، مطلق گرايي در مديريت را خطا دانسته و مطلوبيت هر شيوه و روشي را در مديريت وابسته به شرايط و موقعيتي مي داند كه در آن زمان و مكان سازمان را احاطه كرده است. در اين تئوري مطلوب بودن شيوه هاي مديريت بستگي به موقعيت داشته و شيوه اي كه در يك موقعيت مطلوب و مناسب است ممكن است در موقعيتي ديگر نامطلوب و نامناسب باشد. از اين رو اين نوع نظريه ها را تئوري ”بستگي “ نيز ناميده اند. امروزه با بهره گيري از اين تئوري، مدل هاي گوناگوني در شاخه هاي مختلف مديريت پرداخته شده است كه هر كدام موضوع موردنظر خود را با ديدي اقتضايي مي نگرند. در اين تئوري ها بهترين شيوه وجود ندارد و مطلوبيت هر هر روشي بستگي به شرايط و موقعيت دارد. ( الوانی، 1384)

نظريه آشوب از جمله رهيافت هاي سيستمي و اقتضايي به مديريت محسوب مي گردد. نظريه پردازان سنتي مديريت تلاش مي کردند تا “بهترين راه” را براي فعاليت مديران در وضعيتهاي گوناگون، شناسايي کنند؛ به طوري که پس از دستيابي به اصولي جهانشمول، “مديريت خوب” الزاماً در گرو يادگيري و نحوه به کارگيري آنها باشد. اما ديري نگذشت که پژوهشگران دريافتند که گاهي اوقات ضرورت دارد تا برخي از اصول سنتي مانند وحدت فرماندهي فايول، مبني بر اينکه هر يک از افراد فقط بايد به يک رئيس پاسخ دهد)، براي دستيابي به نتايج بهتر، ناديده گرفته شوند. از اين رو شکل گيري نظريه اقتضايي آغاز شد.  (میر سپاسی، 1386)

رهيافت اقتضايي که گاهي رهيافت وضعيتي نيز ناميده مي شود، بر اجتناب از اصول گرايي مطلق تأکيد دارد؛ در واقع، ضرورت مديريت بر مبناي اقتضا از اين واقعيت نشأت مي گيرد که عملکرد مدير در هر زمان، بايد با توجه به “موقعيت و مجموعه شرايط فعاليت وي” ارزيابي شود . وظيفه نظريه و علم، تجويز يک عمل براي يک وضعيت خاص نيست، بلکه يافتن روابطي بنيادي، فنون اساسي و سازماندهي دانش موجود بر مبناي مفاهيمي روشن است؛ زيرا نحوه کاربرد فنون مذکور در عمل، به وضعيت بستگي دارد؛ از اين رو تاکيد مي شود که “مديريت مؤثر”، همواره بر مبناي شناخت مقتضيات تحقق مي پذيرد. (رضاییان،1384)

بنابراين بر اساس رويکرد اقتضايي، تلاش مي شود تا واکنش هاي مديريتي با مسائل و فرصت هاي منحصر به فرد وضعيتهاي گوناگون، هماهنگ گردد. استفاده از رويکرد اقتضايي، اهميت خاصي در مديريت امروز دارد؛ به طوري که کاربرد اين رويکرد به همه وظايف مديريتي تسري يافته است. براي مثال مفهوم بوروکراسي از نظر ماکس وبر، براي معرفي شکل مطلوب و مناسب سازمان مطرح شد؛ ولي اگر با نگرش اقتضايي به طرح بوروکراتيک سازمان نگريسته شود، اين طرح فقط به مثابه يکي از الگوهاي سازماندهي قابل استفاده است؛ يعني انتخاب بهترين ساختار براي هر وضعيت معين، به عوامل چندي بستگي دارد؛ از جمله “ميزان تغييرات محيطي”، “فن آوري عمده سازمان” و “راهبردي که سازمان دنبال مي کند”، “اندازه سازمان” و “شبکه هاي قدرت و کنترل در سازمان”؛ با توجه به اين عوامل، فقط هنگامي که محيط نسبتاً پايدار باشد و عمليات آن قابل پيش بيني باشد و اندازه آن بزرگ باشد، استفاده از ساختار بوروکراتيک، بهترين کارکرد را خواهد داشت؛ يعني در ساير وضعيت ها بايد از گزينه هاي ديگر ساختاري استفاده شود. در واقع بر مبناي رويکرد اقتضايي، “ساختاري که براي يک سازمان مفيد است، ممکن است براي يک سازمان ديگر فاقد مطلوبيت باشد” و حتي گفته مي شود “آنچه که در يک زمان خوب عمل مي کند، ممکن است در آينده (به دليل تغيير مقتضيات) خوب عمل نکند”. (کریتنر، 1387)

شعور متعارف نيز ضرورت استفاده از “رهيافت اقتضايي” در رفتار مديريت را تأييد مي کند. از آنجا که سازمان ها از حيث اندازه، هدف ها، نوع فعاليت ها و مانند آن، با هم تفاوت دارند، يافتن اصول جهان شمولي که در همه شرايط و وضعيتهاي سازماني گوناگون کارساز باشند، عجيب به نظر مي رسد. به همين دليل ميتوان گفت که: “همه چيز بستگي دارد به …” و اين پرسش را مطرح کرد که “به چه چيز بستگي دارد؟”. پژوهشگران مديريت تلاش مي کنند در پاسخ به اين پرسش، “متغير ها” يا “چيزها” را شناسايي کنند. با توجه به نقش محيط واهميتي که در تصميم گيري هاي اقتضايي ايفا مي کند، شناخت مديريت راهبردي[1] بسيار حائز اهميت خواهد بود. ( دفت[2]، 1385)

 

7.2.2   ترکیب:

ترکیب آرایش های خاصی از الگوهای ساختاری، فرهنگی، استراتژیکی، سیستم های کنترلی و دیگر عوامل سازمانی به شمار می اید که با محیطی خاص متناسب شده باشد. به دیگر سخن، یک ترکیت خاص، یکی از معدود طبقه بندی هایی است که بر مینای روابط داخلی و دو جانبه که از یکدیگر حمایت می کنند و بر اساس آن می توان سازمان ها را طبقه بندی کرد، شکل گرفته است. بنابراین ترکیب در واقع الگو یا نمونه ایی را برای سیستم های سازمانی ویا یک سیستم سازمانی در قالب یک الگوی اصلی توصیف می کند. (استیسی[3]،1381)

[1] Strategic managment

[2] Dafth

[3] Stacey

مدیر سایت