بهبود روش سازمان:پایان نامه درباره کارت هوشمند سوخت

تعاریف بهبود روش ها در سازمان

در مورد بهبود سازمان، تعاریف بسیاری ارائه شده است اما مشهورترین آنها که تاکنون مقبول صاحب­نظران شده، به شرح زیر می باشد:

«بهبود سازمان» دانشی است که براساس علوم رفتاری و کاربردی پی­ریزی شده و به مجموع و کل سازمان نظر دارد که با همکاری و مشارکت مدیریت عالی سازمان اجراء می­شود و بر توسعه و تغییر و بهسازی سیستم­های اصلی و فرعی تأکید می­ورزد. فعالیت­هایش در اطراف هدف­ها و مأموریت­های کوتاه­مدت و میان مدت تمرکز دارد و هدف نهایی آن افزایش سلامت درجه­ی کفایت و اثربخشی سازمان است(بارکر آلن،1387،5).

منظور از بهبود سازمان عبارت است از تغییر وضعیت یا حالتی در سازمان تا به صورت تکامل یافته­تر و مؤثرتر درآید. از آن­جا که تغییر و بهبود در یک قسمت از سازمان در قسمت­های دیگر آن بی­تأثیر نخواهد بود، لازم است برای جلوگیری از استهلاک تأثیرات آن، نسبت به تجدیدنظر و بازسازی در قسمت­های دیگر نیز اقدام شود که کلمه بازسازی مبین این امر است(رمزگویان،1387، 7).

بهبود سازمان عبارت است از کوشش برنامه­ریزی شده در کل سازمان، هدایت شده از رده­ی بالا برای افزایش اثربخشی و سلامت سازمان از طریق مداخلات برنامه­ریزی شده در فرآیندهای آن و با بهره­گیری از دانش و آگاهی­های علوم رفتاری(همان).

بهبود سازمان عبارت است از تلاشی مستمر برای اصلاح فرآیند حل مشکل و تجدید حیات سازمان به ویژه از طریق مدیریت فرهنگ سازمان به طور مؤثر و برپایه­ی همکاری بیشتر با تأکید خاصی روی فرهنگ گروه­های کار و با کمک عامل تغییر یا عامل تسریع و بهره­گیری از نظریه و تکنولوژی علوم رفتاری، من جمله پژوهش عملی(همان).

«تجزیه و تحلیل بهبود سیستم­ها و روش­ها عبارت است از تکنیکی که مدیران را از وجود مسایل و مشکلات موجود در سازمان آگاه می­سازد و با بررسی­های منظمی، راه­حل­های مناسبی برای رفع هر یک از آنها ارائه می­دهد. این بررسی­ها باید مبتنی بر اصول (روش تحقیق علمی) باشند تا بتوان با یافتن مشکلات و رفع آنها کارآیی و سود سازمان را افزایش داد و بقای آن را تضمین نمود.» (منصورکیا،1385،49).

 

2-1-5 هدف­های بهبود سازمان

اهم هدف­هایی که در بهبود سازمان تعقیب می­شوند عبارتند از:

– پرورش یک نظام مستعد برای رشد و خودسازی.

– افزایش سلامت و اثربخشی سازمان.

– ایجاد فضایی برای رقابت سلام و اشتراک مساعی.

– ایجاد امکانات لازم برای تصمیم­گیری براساس اطلاعات و نه بر پایه­ی موقعیت سازمانی یا شغل افراد.

– یکی کردن هدف­های فرد و سازمان.

– تغییر فرهنگ گروهی و سازمانی به گونه­ای که مقاومت در برابر تغییر به حداقل برسد و برنامه­ریزی و آینده­نگری تشویق شود.

– پرورش گروه­های کارآمد.

– آموزش افراد، به ویژه مدیران و کسانی که در مشاغل کلیدی هستند.

– ایجاد نظام تشویق و پاداش که هم به تأمین هدف­ها و مأموریت­های سازمان توجه داشته باشد و هم به پیشرفت شخصی کارکنان.

– ایجاد نظامی که در آن مدیریت بر مبنای هدف باشد و نه براساس عملکرد گذشته.

– ایجاد نظام خودکفا در هدایت و کنترل افراد توسط خودشان(عسگری،1384،138).

 

2-1-6 اصول حاکم بر کوشش­های بهبود سازمان

– تکیه بر فرآیندهای گروهی به جای برخورد موردی و مستقل با هریک.

– تأکید بر روی گروه کار به عنوان واحد اصلی برای آموزش مؤثر رفتار سازمانی.

– تأکید بر مدیریت مبتنی بر همکاری مشترک گروه کار.

– تکیه بر مدیریت کل سیستم و شبکه­های شکل­دهنده­ی آن.

– استفاده از مدل پژوهش عملی.

– سود جستن از دانشمندان علوم رفتاری برای تغییر یا تسریع در تغییر.

– پذیرش روند تغییر به عنوان یکجریان دائم و در حال گسترش.

– تأکید بر انسان و روابط اجتماعی وی(دانشگرزاده،1388،30