استاندارد ISO/TS 16949 بر شاخص های کیفیت:کنترل کیفیت آماري

استاندارد ISO/TS 16949 بر شاخص های کیفیت:کنترل کیفیت آماري

تکنیک هاي کنترل کیفیت آماري شناخته شده بود، اما هرگز به کار گرفته نمی شد.

دمینگ[1]، جوران و فیگنبام[2] نیز افرادي بودند که در این گذار، نقش داشتند.دمینگ، اولین نفري بود که وارد ژاپن شد.وي به دعوت جامعه مهندسان و دانشمندان ژاپنی[3] (JUSE) سمیناري  8روزه، درخصوص کنترل کیفیت در 1950 براي ژاپنی ها برگزار کرد که با استقبال مواجه شد . وي درسال- هاي 1951 و 1952 نیز مجدداً به ژاپن برگشت. امروزه از دمینگ به عنوان قهرمانی ملی، در ژاپن یاد می شود به نحوي که جایزه دمینگ به نام او در ژاپن شکل گرفته است.پیام دمینگ، مباحث ابتدایی آماري و نحوه حل مشکلات کیفیت بود.دمینگ،دکتراي فیزیک داشت و از شاگردان آقاي شوارت[4] بود.دمینگ، همانند استادش شوارت، مدیران را به تمرکز بر تغییرات و نوسانات و توجه به علت آن- ها تشویق می کرد. وي تکنیک هاي آماري را براي تشخیص نوسانات ذاتی و اکتسابی معرفی کرده و ژاپنی ها را تشویق کرد تا رویکردي نظام مند براي حل مسئله، انتخاب کنند که همان  چرخه دمینگ[5] بود. جوران نیز مشابه دمینگ، توسط جامعه مهندسان و دانشمندان ژاپنی در 1945 به ژاپن دعوت شد وسمینارهاي مشابه اي را براي مدیران ارشد و میانی، برگزار کرد.سخنرانی هاي وي بر طرح ریزی، ساماندهی موضوعات، مسئولیت مدیریت در قبال کیفیت و لزوم هدف گذاري بلندمدت و کوتاه مدت جهت بهبود، متمرکز بود.(اميران،1375)

یکی از متمایزترین ویژگی جنبش هاي کیفیت ژاپن، تمرکز ملی آن ها بوده است.آن ها ایده هاي نوین مدیریتی را به سرعت در کشور، اشاعه داده وآن ها را با روح سختکوشی، اطلاعات، احترام متقابل و باور سامورایی آمیخته اند و معجون بی نظیري ساخته اند. داستان ها و تجارب موفق به سرعت در سطح عمومی منتشر می شود و آخرین تکنیک ها فوراً به برنامه هاي آموزشی کارآموزي تبدیل مي شود و همان فلسفه و رویکردها در صنایع، از الکترونیک تا استیل، به کار گرفته می شوند.

در سال1925 ،استانداردهایی به اهتمام کمیته استاندارد مهندسی ژاپن[6]،تدوین شد و تا سال1945 ، حدود 2500 استاندارد جدید، به وجود آمد. این تعداد تا سال 1980 به 7600 مورد افزایش یافت.

استانداردسازي، ابزاري کلیدي براي تحکیم و یکپارچگی جنبش هاي کیفیت ژاپنی ها بود.به جرأت

می توان گفت دو دهه 1940 و 1950 دوره بازسازي، تحکیم و یکپارچگی کنترل کیفیت ژاپن بود.

در آن زمان تنها مشکل این بود که فعالیت کنترل کیفیت، صرفاً به تولید محدود شده و توسط

مهندسان و مدیران فنی هدایت می شد. کارکنان سطوح پایین و مدیران غیرتولیدي درگیر این مسئله

نبودند. این مشکل به زودي توسط ژاپنی ها تشخیص داده شد و با اتخاذ رویکردي که مخترع آن خود ژاپنی ها بودند حل شد.آن ها براي مقابله با این مشکل، دایره هاي کنترل کیفیت (QCC)[7] و مفهوم کیفیت فراگیر را مطرح کردند.در سال1980، حدود 114 کنفرانس در خصوص QCCدر سراسر ژاپن برگزار شد که بیش از 55000 نفر در آن شرکت کردند امروزه QCCها،در ژاپن پخش می باشند.

راهنمایی از تکنیک هاي ساده که 7 ابزار خوانده می شوند به کارگران کارخانه ها داده شده است که شامل نمودار پارتو،الگوریتم هاي علت و معلولی،گراف هاي طبقه بندي اطلاعات،کاربرگ ها، هیستوگرام ها،نمودارهاي اسکاتر و نمودارهاي کنترل می باشد. امروزه، گروه هاي 5 تا 10 نفره که مهارت حل مسئله را داشته و بر تکنیک هاي 7 ابزار مسلط می باشند، در سطح کارخانه هاي بزرگ، گسترده شده اند در سال1984 تویوتا به تنهایی بیش از 5800 موردQCC  داشت.در سال1963، در سطح ملی نیز 215 مورد  QCCو در سال 1984،18000 مورد QCC موجود بوده است.

ایشیکاوا[8] در ژاپن به عنوان يکی از پدران  QCCمعروف شده است.

رویکرد ژاپنی ها به مرور زمان گسترش یافت تا به لحاظ مفهومی و فلسفی فراگیر و جامع شد.امروزه

این مفاهیم، فراتر از بحث هاي اولیه در خصوص بهبود فرآیندهاي تولید، از طریق روش هاي آماري

است. امروزه، راهنماي استانداردهاي صنعتی ژاپن، کنترل کیفیت را به صورت سیستمی از ابزار

تعریف می کند که امکان تولید کالا و خدمات را به صورت اقتصادي به نحوي فراهم می آورد که

الزامات مشتري نیز تامین شود. این امر، مشارکت همه افراد شرکت را می طلبد.اعم از: بازاریابی، R&D،تدارکات، تولید و خدمات مشتري.جنبش هاي ژاپن و امریکا در بسیاري از موارد ، مشابه و در برخی موارد نیز اختلافاتی دارند. براي مثال هر دو با بازرسی آغاز شده ، و هر دو با SQC ادامه یافتند.

هر دو کشور سازمان هاي نظارتی خود را توسعه دادند (JUSE در ژاپن و ASQCدر امریکا). هردو بر آموزش و کارآموزي تمرکز شدید داشتند؛ همچنین هر دو به سمت مدیریت استراتژیک کیفیت پیش رفتند، اما ژاپنی ها سریع تر پیشرفت کردند.مدیریت استراتژیک کیفیت در امریکا در دست شرکت هاي پیشتازاست؛ رویکرد ژاپنی ها، جنبش هاي سازمان یافته تري بوده است برنامه هاي کیفیت ژاپنی ها به شدت توسط JUSE و دیگر نهادهاي ذیربط دولتی، حمایت و پشتیبانی می شوند. (اميران،1375)

[1] Deming

[2] Feigenbaum

[3] JUSE:Union of Japanese Scientists and Engineers

[4] Shuart

[5] PDCA:Plan,Do,Check,Act

[6] JESC: Japanese Industrial Standard Committee

[7] Quality Control Centers

[8] Ishikawa

مدیر سایت