فایل دانشگاهی – اثربخشی آموزش راهبردهای نظم‌جویی فرآیندی هیجان بر پریشانی روان‌شناختی و ناگویی هیجانی بیماران مبتلا …

زیرمقیاس افسردگی: نمودار ۴-۴ تغییرات نمرات زیرمقیاس افسردگی بیماران را در مراحل پیش از مداخله، مداخله و دوره‌ی پیگیری نشان می‌دهد. با نگاه به نمودار فوق ملاحظه می‌شود که نمره‌ی طراز بیمار اول و بیمار دوم در انتهای درمان (جلسه‌ی دهم) نسبت به آغاز درمان به ترتیب ۷ و ۹ واحد افت داشته است. در دوره‌ی پیگیری نمره‌ی هر دو بیمار یک واحد افزایش یافته است. روند تغییر نمرات نیز کاهشی است و با شیب ملایمی تا پایان درمان همراه است. تغییرپذیری نقاط داده‌ای نیز ناچیز است اما با توجه به افزایش نمره در دوره‌ی پیگیری، الگوی پیش‌بینی نمرات را در آینده کمی دشوار می‌سازد. نمره‌ی بیمار سوم نیز با ۱۲ واحد افت همراه بود. روند نمرات بیمار کاهشی است و بعد از پایان جلسه‌ی دوم تقریبا با شیب تقریبا یکسانی ادامه پیدا می‌کند. در دوره‌ی پیگیری نیز نمره‌ی بیمار یک واحد افت پیدا کرده و بیمار توانسته دستاوردهای به‌دست آمده در طی درمان را حفظ کند. وجود تغییرپذیری نقاط داده‌ای اندک و روند کاهشی نمرات، پیش‌بینی نمرات بعدی بیماران را تسهیل می‌کند. الگوی تغییر نمرات هر سه بیمار در زیرمقیاس افسردگی به صورت کاهشی بوده و هم‌چنین تغییرپذیری نقاط داده‌ای نیز اندک است. بیش‌ترین کاهش نمره نیز در پایان جلسه‌ی دهم و هشتم اتفاق افتاده است. بیش‌ترین افت در نمرات مربوط به بیمار سوم (۱۳ واحد) است. به طور کلی، آموزش راهبردهای نظم‌جویی فرآیندی هیجان توانسته سبب کاهش نمرات آزمودنی‌ها در زیرمقیاس افسردگی گردد.
نمودار ۴-۴٫ تغییرات نمرات بیماران مبتلا به پسوریازیس در زیرمقیاس افسردگی
زیرمقیاس اضطراب: در نمودار ۵-۴ تغییرات نمرات بیماران در زیرمقیاس اضطراب در مراحل پیش از درمان، جلسات درمان و دوره‌ی پیگیری ارائه شده است. همان‌طور که مشاهده می‌شود طراز نمرات بیمار اول افت چشمگیری داشته است (۱۱ واحد) و در دوره‌ی پیگیری نیز یک واحد افت پیدا کرد که نشانگر حفظ نتایج به‌دست آمده‌ی درمانی در طول این دوره‌ است. روند نمرات بیمار نیز کاهشی است و با شیب ملایمی تا پایان درمان همراه است. تغییرپذیری نقاط داده‌ای نیز ناچیز است و با حفظ ثبات در دوره‌ی پیگیری از الگوی قابل پیش‌بینی برخوردار است. نمرات بیمار دوم نیز از روند کاهشی برخوردار است که از ابتدا تا پایان درمان ۹ واحد افت داشته است (کاهش ۵۰ درصدی). در دوره‌ی پیگیری نیز نمرات بیمار تغییری نداشته است و وی توانسته دستاوردهای به‌دست آمده در طی درمان را حفظ کند. تغییرپذیری داده‌ها نیز اندک بوده و روند کاهشی نمرات حاکی از الگوی قابل پیش‌بینی نمرات آتی بیمار در این زیرمقیاس است. طراز نمرات بیمار سوم در زیرمقیاس حاضر تا پایان درمان ۹ واحد کاهش داشته است ولی در دوره‌ی پیگیری نمره‌ی بیمار یک واحد افزایش پیدا کرده است. روند تغییر نمرات نیز کاهشی است. تغییرپذیری نقاط داده‌ای ناچیز است اما با توجه به افزایش نمره در دوره‌ی پیگیری الگوی پیش‌بینی نمرات در آینده را دشوار می‌سازد. در مجموع، بیمار اول از بیش‌ترین افت نمره (۱۲ واحد) در مقایسه با دو بیمار دیگر برخوردار بوده است. به استثنای نمره‌ی بیمار سوم که در دور‌ه‌ی پیگیری با افزایش همراه بوده است، نمره‌ی دو بیمار دیگر از ابتدای درمان تا انتهای دوره‌ی پیگیری با کاهش همراه بوده و در نتیجه نمرات آتی این دو بیمار از الگوی قابل پیش‌بینی برخوردار خواهد بود. در مجموع اطلاعات نمودار ۵-۴ حاکی از تاثیر آموزش راهبردهای نظم‌جویی فرآیندی هیجان در کاهش اضطراب بیماران است.
نمودار ۵-۴٫ تغییرات نمرات بیماران مبتلا به پسوریازیس در زیرمقیاس اضطراب
زیرمقیاس استرس: نمودار ۶-۴ نشان‌دهنده‌ی تغییرات نمرات زیرمقیاس استرس بیماران پیش از درمان، طی درمان و پیگیری است. طراز نمرات زیرمقیاس استرس بیمار اول کاهش قابل ملاحظه‌ای داشته است به‌طوری که از ۲۴ در دوره‌ی پیش از درمان به ۱۵ در جلسه‌ی دهم افت کرده است که بیش‌ترین افت در پایان جلسه‌ی پنجم (۳ واحد) است. شیب کاهش نمرات تقریبا یکنواخت است و تا پایان درمان ادامه پیدا می‌کند و در دوره‌ی پیگیری نیز با افت یک واحدی همراه است. روند کاهشی تغییر نمرات و تغییرپذیری نقاط داده‌ای اندک، پیش‌بینی نمرات آتی بیمار را در این زیرمقیاس تسهیل می‌سازد. طراز نمرات بیمار دوم در این زیرمقیاس افت قابل توجهی داشته است. در دوره‌ی انتهای درمان، نمره‌ی بیمار ۱۳ واحد افت داشته که بیش‌ترین افت در پایان جلسه‌ی دهم (۵ واحد) بود. در دوره‌ی پیگیری نیز نمره‌ی بیمار یک واحد نسبت به جلسه‌ی پایانی درمان با افت همراه بوده است که نشان می‌دهد بیمار توانسته نتایج درمانی را حفظ کند. روند تغییر نمرات بیمار کاهشی است و تا پایان درمان ادامه پیدا می‌کند. تغییرپذیری نمرات بیمار نیز ناچیز است و از الگوی ثابتی برخوردار است. وجود روند کاهشی و تغییرپذیری داده‌ای ناچیز در نمرات بیمار، بیانگر این مطلب است که نمرات بیمار از الگوی قابل پش‌بینی برخوردار است. نمرات بیمار سوم تا پایان درمان ۱۰ واحد افت داشت که بیش‌ترین افت در پایان جلسات پنجم و هشتم (۳ واحد) بوده است. روند تغییر نمرات کاهشی است و این روند در دوره‌ی پیگیری نیز ادامه پیدا کرد (یک واحد افت نسبت به پایان درمان). به طور کلی روند کاهشی نسبتا ثابت و فقدان تغییرپذیری زیاد، روند پیش‌بینی نمرات آتی را تسهیل می‌سازد. در جلسات دهم، پنجم و هشتم بیش‌ترین افت نمره روی داده است. بیش‌‌ترین افت نمره نیز مربوط به بیمار دوم (۱۳ واحد) بوده است. روند تغییر نمرات بیماران نیز کاهشی بوده و این روند تا پایان دوره‌ی پیگیری نیز ادامه پیدا کرد. هم‌چنین تغییرپذیری داده‌ها نیز اندک است. با توجه به این موارد، نمرات آتی هر سه بیمار در این زیرمقیاس از الگوی قابل پیش‌بینی برخوردار است. در مجموع، اطلاعات نمودار ۸-۴ بیان می‌کند که کاهش معنادار نمرات آزمودنی‌ها در زیرمقیاس استرس بعد از دریافت درمان بیانگر اثربخشی آموزش راهبردهای نظم‌جویی فرآیندی هیجان است.
نمودار ۶-۴٫ تغییرات نمرات بیماران مبتلا به پسوریازیس در زیرمقیاس استرس
فرضیه سوم
“آموزش راهبردهای نظم‌جویی فرآیندی هیجان سبب کاهش ناگویی هیجانی بیماران مبتلا به ویتیلیگو می‌شود.”
در جدول ۵-۴ اطلاعات مربوط به شاخص‌های تغییرات روند، شیب، میزان تغییرپذیری و اندازه اثر نمرات بیماران مبتلا به ویتیلیگو در مقیاس ناگویی هیجانی و زیرمقیاس‌های دشواری در شناسایی احساسات، دشواری در توصیف احساسات و تفکر عینی ارائه شده است. با توجه به اطلاعات این جدول، میزان درصد بهبودی و درصد کاهش نمرات بیمار اول در دوره‌ی درمان نزدیک به سطح متوسطی قرار دارد. میزان اندازه اثر طی مداخله برای ایشان در متغیرهای مذکور به ترتیب ۸۲/۰، ۸۱/۰، ۸۳/۰ و ۷۹/۰ است که اندازه‌های اثر بالایی محسوب می‌شوند. همچنین درصد بهبودی و درصد کاهش نمرات این بیمار در دوره‌ی پیگیری (به استثناء زیرمقیاس تفکر عینی که در سطح متوسط قرار دارد) نسبتا بالا است. میزان اندازه اثر طی دوره پیگیری نیز بسیار بالاست (به ترتیب ۹۹/۰، ۹۸/۰، ۹۸/۰ و ۹۷/۰).
در بیمار دوم میزان درصد بهبودی و درصد کاهش نمرات در دوره‌ی درمان در سطح متوسط به پایین قرار دارد که بیش‌ترین میزان درصد بهبودی و کاهش نمرات در زیرمقیاس تفکر عینی (به ترتیب ۶۵/۳۴ و ۷۳/۲۵) قرار دارد. هم‌چنین اندازه‌ی اثر مقیاس ناگویی هیجانی و زیرمقیاس‌های آن (جز در زیرمقیاس دشواری در توصیف احساسات) از سطح نسبتا بالایی برخوردار است. در دوره‌ی پیگیری نیز درصد بهبودی بالا و درصد کاهش نمرات در سطح متوسطی قرار دارد. میزان اندازه‌ی اثر نیز بالا است. در مورد بیمار سوم در دوره‌ی پیگیری شاخص‌های درصد بهبودی و کاهش نمرات در سطح متوسط به پایینی قرار دارند که بیشترین میزان در این شاخص‌ها مربوط به زیرمقیاس دشواری در شناسایی احساسات (به ترتیب ۲۶/۴۴ و ۶۸/۳۰) است. اندازه‌ی اثر برای متغیرهای ناگویی هیجانی و زیرمقیاس‌های آن در دامنه‌ی ۷۷/۰ تا ۸۳/۰ درصد قرار دارد که سطوح بالاییبه حساب می‌آیند. در دوره‌ی پیگیری ۴۵ روزه نیز میزان درصد بهبودی از سطح بالایی نسبت به دوره‌ی درمان برخوردار بودند. همچنین درصد اندازه‌ی اثر نشان دهنده‌ی اثربخشی این آموزش در کاهش نمرات این بیمار بود.
با توجه به اطلاعات جدول ۵-۴ و نگاه به میزان درصد بهبودی و کاهش نمرات ملاحظه می‌شود که در مراحل درمان اثربخشی آموزش نظم‌جویی فرآیندی هیجان در سطح متوسطی قرار داشته و در دوره‌ی پیگیری به سطوح بالاتری رسیده است. میزان اندازه‌ی اثر در دوره‌ی درمان بالاست و این شاخص در دوره‌ی پیگیری به حد بالاتری در مقایسه با درمان می‌رسد. با توجه به نتایج بدست آمده آموزش نظم‌جویی فرآیندی هیجان توانسته است سبب کاهش نمرات هر سه بیمار در متغیر ناگویی هیجانی و زیرمقیاس‌های زیرمقیاس‌های دشواری در شناسایی احساسات، دشواری در توصیف احساسات و تفکر عینی گردد.
جدول ۵-۴٫ شاخص‌های تغییرات روند، شیب، میزان تغییرپذیری و اندازه اثر نمرات بیماران مبتلا به ویتیلیگو در مقیاس ناگویی هیجانی و زیرمقیاس‌های دشواری در شناسایی احساسات، دشواری در توصیف احساسات و تفکر عینی

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.

متغیر پیش از درمان میانگین مداخله انحراف استاندارد مداخله درصد بهبودی مداخله
(MPI)
درصد کاهش نمرات مداخله (MPR) اندازه اثر شاخص کوهن پیگیری درصد بهبودی پیگیری (MPI) درصد کاهش نمرات پیگیری (MPR) اندازه اثر شاخص کوهن
بیمار اول
ناگویی هیجانی ۷۳