اثربخشی آموزش راهبردهای نظم‌جویی فرآیندی هیجان بر پریشانی روان‌شناختی و ناگویی هیجانی …

نتایج بدست آمده از پژوهش‌های مختلف (فورچن، ریچاردز، گریفیتس و همکاران، ۲۰۰۵؛ پیکاردی، مازوتی، گاتانو، کاتاروزا، بالیوا، ملچی، بیوندی و پاسکویینی، ۲۰۰۵؛ پیکاردی، پاسکویینی، گاتاروزا و همکاران، ۲۰۰۳؛ پیکاردی، پاسکویینی، گاتاروزا، گاتانو، بالیوا، ملچی، تیاگو، کامایونی، آبنی و بیوندی، ۲۰۰۳؛ پیکاردی، پاسکویینی، کاتاروزا، گاتانو، ملچی، بالیوا، کامایونی، تیاگو، آبنی و بیوندی، ۲۰۰۳؛ پیکاردی، پاسکویینی، کاتاروزا، گاتانو، بالیوا، ملچی، پاپی، کامایونی، تیاگو، گوبلو و بیوندی، ۲۰۰۳) بیانگر حضور آلکسی تایمیا در افراد مبتلا به اختلال‌های پوستی بوده‌است.
در پژوهش‌های مختلف (تیلور[۱۷]، ۱۹۸۴؛ به نقل از مارگالیت، بن هر، بریل، وانتین، ۲۰۱۴؛ فورچن، ریچاردز، گریفیتس و همکاران، ۲۰۰۲؛ پیکاردی، پاسکویینی، گاتاروزا و همکاران، ۲۰۰۳؛ ریچاردز، فورچن، گریفیتس و ماین، ۲۰۰۵) اشاره شده است افراد مبتلا به آلکسی تایمیا به این دلیل که مشکلات شناسایی احساسات، دشواری در توصیف احساسات فردی، فقر زندگی خیالی و اشتغال ذهنی بیش از حد با علائم فیزیکی و حوادث خارجی دارند، ممکن است تنظیم هیجانی ضعیف‌شان منجر به تاثیر تمایز نیافته و آسیب شناسی فیزیکی احتمالی شود.
در ادبیات پژوهشی، آلکسی تایمیا/ ناگویی هیجانی، به عنوان یک عامل خطر برای ظهور و بروز و نگهداری و حفظ پریشانی به نظر می‌رسد (کیولوویکا، آمریو و فول چری، ۲۰۱۴). هیجان و نظم‌جویی آن، یک مفهوم مرکزی در آسیب شناسی روانی و روان‌درمانی است و بدکاری نظم‌جویی هیجان، یکی از هسته‌های اساسی اختلال‌های مختلف روان‌شناختی و جسمانی می‌باشد. مطالعات نشان داده‌اند که نظم‌جویی موفق هیجان با برون داد‌های سلامت بالا همراه است (براکت و سالووی، ۲۰۰۴؛ جان و گروس، ۲۰۰۴). تنظیم هیجان بر فرآیندهای درونی و بیرونی پاسخ‌دهی در برابر مهار و نظارت، ارزیابی و تعدیل تعاملات هیجانی به ویژه خصایص زودگذر آنها برای به تحقق رسیدن اهداف مبتنی است (تامسون،۱۹۹۴).
نظریه‌های کارکردی معاصر بر نقش مهمی که هیجان ها در پاسخ‌دهی رفتاری، تصمیم گیری، ارتقاء حافظه برای رویداد‌های مهم و تسهیل تعاملات بین فردی تاکید دارند. از سوی دیگر، تجارب هیجانی ممکن است آسیب‌زا نیز باشند. پاسخ‌های هیجانی نامناسب می‌توانند باعث پدیداری اشکال مختلف آسیب شناسی روانی (کمپبل-سیلس و بارلو، ۲۰۰۷؛ لینهان[۱۸]، ۲۰۰۷؛ به نقل از گروس و تامپسون، ۲۰۱۳)، مشکلات اجتماعی (شیور و میکولینسر[۱۹]، ۲۰۰۷؛ رانیک، بارت و ساووی[۲۰]، ۲۰۰۷؛ آیزنیرگ، هوفر و واگان[۲۱]، ۲۰۰۷؛ به نقل از گروس و تامپسون، ۲۰۱۳) و حتی بیماری‌های جسمانی شوند (ساپلوسکی[۲۲]، ۲۰۰۷؛ به نقل از گروس و تامپسون، ۲۰۱۳). پژوهش ها نشان داده‌اند شخصی که قادر به مدیریت پاسخ‌های هیجانی‌اش به حوادث روزمره نباشد، دوره‌های طولانی و سختی از اختلال‌هایی همچون افسردگی و اضطراب را تجربه می‌کند (منین[۲۳]، هالووی[۲۴]، فرسکو[۲۵] و مور[۲۶]، ۲۰۰۷؛ به نقل از آلدائو و نولی- هوکسما، ۲۰۱۰). بنابراین مسائل مهمی تحت تاثیر تنظیم موفق هیجان قرار دارد.
در پژوهش‌های مختلف (تیلور[۲۷]، ۱۹۸۴؛ به نقل از مارگالیت، بن هر، بریل، وانتین، ۲۰۱۴؛ فورچن، ریچاردز، گریفیتس و همکاران، ۲۰۰۲؛ پیکاردی، پاسکویینی، گاتاروزا و همکاران، ۲۰۰۳؛ ریچاردز، فورچن، گریفیتس و ماین، ۲۰۰۵) اشاره شده است افراد مبتلا به آلکسی تایمیا به این دلیل که مشکلات شناسایی احساسات، دشواری در توصیف احساسات فردی، فقر زندگی خیالی و اشتغال ذهنی بیش از حد با علائم فیزیکی و حوادث خارجی دارند، ممکن است تنظیم هیجانی ضعیف‌شان منجر به تاثیر تمایز نیافته و آسیب شناسی فیزیکی احتمالی شود.
پوست، از آغاز رشد اوایل کودکی نقش مهمی در تنظیم هیجانی بازی می‌کند. نشان داده‌ شده‌است که تحریک لمسی کافی در دوران کودکی متشکل از نگهداری ایمن و تجارب آرامش‌بخش فراهم شده توسط مادر تغییرات هورمونی را تحریک می‌کند که در پاسخ به استرس مهم‌اند (اسکر، ۲۰۰۳؛ به نقل از کیولوویکا، آمریو و فول چری، ۲۰۱۴). اختلال پوستی اولیه می‌تواند بوسیله‌ی استرس هیجانی تسریع یابد و تشدید شود (گاهی اوقات “اختلالات روانی- فیزیولوژیکی” نامیده می‌شوند). میزان تاثیر عوامل هیجانی در افراد بیمار متغیر است. تحقیقات در این زمینه معمولا با استفاده از اصطلاح “استرس به عنوان خلاصه ای برای رویدادهای منفی زندگی” صورت می‌گیرد اما همچنین می‌تواند به میزانی که این اختلال خود باعث ناراحتی و پریشانی ثانویه، اضطراب و افسردگی می‌شود نیز اشاره کند (تیلور، بیولی و ملیدونیس، ۲۰۰۶).
مطالعه‌ی فرید، فریدمن، پارادیس[۲۸] و همکاران (۱۹۹۵؛ به نقل از فورچن، ریچاردز و گریفیتس، ۲۰۰۵) نشان می‌دهد که به سادگی با شرایط تشخیص داده شده پیامد‌های هیجانی قابل توجهی در بیماران ادامه پیدا می‌کنند. همچنین مطالعه‌ی گوپتا، گوپتا و واتیل (۱۹۹۶؛ به نقل از فورچن، ریچاردز و گریفیتس، ۲۰۰۵) نشان داد که شروع پسوریازیس قبل از ۴۰ سالگی- زمانی که شخصیت در حال ساخته شدن و پی‌ریزی است- ممکن است به تنظیم هیجانی ضعیف‌تر همراه با اثرات همزمان بر توانایی بیماران در مقابله با استرس منجر شود.
ارتباط تنگاتنگ، نزدیک و متقابل بین عوامل روان‌شناختی به خصوص عوامل هیجانی (مانند استرس هیجانی، درگیری های روان شناختی و …) و بیماری‌ها و تغییرات پوستی، تسریع و تشدید اختلال‌های پوستی توسط عوامل هیجانی، شیوع بالای همبودی اختلال‌های روان‌پزشکی در افراد مبتلا به بیماری‌های پوستی، شیوع بالای پریشانی روان‌شناختی در بیماران پوستی که قویا با عوارض جسمانی، کاهش کیفیت و طول مدت زندگی و افزایش استفاده از خدمات بهداشتی و درمانی همراه است و موجب ناتوانی در مقابله با عوامل استرس‌زا و پریشانی هیجانی و در نتیجه عود مجدد بیماری، افزایش طول مدت درمان و درمان ناقص بیماری می‌شود، به‌علاوه از آن‌جایی که در پژوهش‌های مختلف تایید شده که کاستن از استرس‌ها و مسائل روان‌شناختی منجر به بهبودی بیماری پوستی می‌شود، دال بر این هستند که نقش عوامل هیجانی در ایجاد، گسترش و درمان بیماری‌های پوستی غیر قابل اغماض است و از طریق آموزش و مداخلات مبتنی بر هیجان می‌توان از مسائل و پیامدهای برآمده از بیماری‌های پوستی پیشگیری کرد. لذا در این پژوهش به بررسی اثر آموزش و مداخله در زمینه‌ی نظم‌جویی هیجان (آموزش راهبردهای نظم‌جویی فرآیندی هیجان بر اساس مدل گروس) بر پریشانی روان‌شناختی (با مولفه‌های افسردگی، اضطراب و استرس) و ناگویی هیجانی پرداخته خواهد شد.
سوال‌های پژوهش
آموزش راهبردهای نظم‌جویی فرآیندی هیجان چه تاثیری بر پریشانی روان‌شناختی (افسردگی، اضطراب و استرس) بیماران مبتلا به ویتیلیگو دارد؟
آموزش راهبردهای نظم‌جویی فرآیندی هیجان چه تاثیری بر پریشانی روان‌شناختی (افسردگی، اضطراب و استرس) بیماران مبتلا به پسوریازیس دارد؟
آموزش راهبردهای نظم‌جویی فرآیندی هیجان چه تاثیری بر ناگویی هیجانی بیماران مبتلا به ویتیلیگو دارد؟
آموزش راهبردهای نظم‌جویی فرآیندی هیجان چه تاثیری بر ناگویی هیجانی بیماران مبتلا به پسوریازیس دارد؟
فرضیه‌های پژوهش
آموزش راهبردهای نظم‌جویی فرآیندی هیجان سبب کاهش پریشانی روان‌شناختی (افسردگی، اضطراب و استرس) بیماران مبتلا به ویتیلیگو می‌شود.
آموزش راهبردهای نظم‌جویی فرآیندی هیجان سبب کاهش پریشانی روان‌شناختی (افسردگی، اضطراب و استرس) بیماران مبتلا به پسوریازیس می‌شود.
آموزش راهبردهای نظم‌جویی فرآیندی هیجان سبب کاهش ناگویی هیجانی بیماران مبتلا به ویتیلیگو می‌شود.
آموزش راهبردهای نظم‌جویی فرآیندی هیجان سبب کاهش ناگویی هیجانی بیماران مبتلا به پسوریازیس می‌شود.
تعریف نظری و عملیاتی متغیرهای پژوهش
در این بخش به تعریف مفهومی و عملیاتی هر یک از متغیرهای پژوهش پرداخته می‌شود.
آموزش راهبردهای نظم‌جویی فرآیندی هیجان
تعریف نظری: گروس مدل فرآیندی نظم‌جویی هیجان را ارائه کرد که شامل پنج مرحله (شروع، موقعیت، توجه، ارزیابی و پاسخ) است و به اعتقاد وی هر مرحله از این فرآیند تولید هیجان، یک هدف نظم‌دهی بالقوه دارد و مهارت‌های نظم‌جویی کننده‌ی هیجان می‌توانند در نقاط مختلف این فرآیند اعمال شوند (گروس و تامپسون، ۲۰۰۷).
تعریف عملیاتی: در این پژوهش، آموزش راهبردهای نظم‌جویی فرآیندی هیجان یک راهنمای درمانی ۱۰ جلسه‌ای است (به همراه یک جلسه‌ی اولیه‌ی ارزیابی اولیه) و مولفه‌های اصلی آن شامل ارائه‌ی آموزش هیجانی، ارزیابی میزان آسیب پذیری و مهارت‌های هیجانی، ایجاد تغییر در موقعیت برانگیزاننده‌ی هیجان، تغییر توجه، تغییر ارزیابی‌های شناختی، تغییر پیامدهای رفتاری و فیزیولوژیکی هیجان، ارزیابی مجدد و رفه موانع کاربرد می‌باشد. بسته کامل درمان آموزش راهبرد های خود نظم جویی فرآیندی هیجان مبتنی بر مدل گروس توسط قائدنیای جهرمی، حسنی وحاتمی (منتشر نشده) اعتبار یابی گردید.
ناگویی هیجانی
تعریف نظری: ناگویی هیجانی عبارت از آشفتگی در کنش‌های عاطفی و شناختی، همراه با ناتوانی تبدیل انگیختگی عاطفی تجربه‌ها به احساسات و تخیلاتی است که نماد و نشانه‌ی هیجان‌ها است (سیفنوس، ۲۰۰۰).
تعریف عملیاتی: در این پژوهش منظور از ناگویی هیجانی نمرات بدست‌ آمده در نمره‌ای که فرد در مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو(TAS-20، بگبی، پارکر و تیلور، ۱۹۹۴) است.
پریشانی روان‌شناختی
تعریف نظری: پریشانی روان‌شناختی معمولا به عنوان حالت درد و رنج عاطفی(هیجانی) که مشخصه‌ی آن علائم افسردگی (مانند از دست دادن علاقه، غم، ناامیدی) و اضطراب (مثل بی قراری، احساس تنش) است تعریف می‌شود (میروسکی، رز، ۲۰۰۲؛۲۰۰۳؛ دراپیو، مارکند و بیئولیو- پریوست، ۲۰۱۲).
تعریف عملیاتی: در این پژوهش منظور از پریشانی روان‌شناختی نمرات بدست آمده در مقیاس افسردگی، اضطراب، استرس[۲۹](DASS، لاویبوند و لاویبوند، ۱۹۹۵) است.
فصل دوم
مبانی نظری
و
پیشینه پژوهش
بیماری‌های پوستی
خارجی ترین لایه و پوشش بدن پوست می باشد. پوست محافظ بدن بوده و تظاهرات بیرونی آن، فعل و انفعالاتی داخلی بدن را نشان می دهد. پوست به بزرگترین اندام بدن گفته می شود که پوست آیینه‌ی تمام نمای بدن انسان است و پوست سالم نشانگر جسم و روحی سالم است و ظاهر آن منعکس‌کننده سلامتی فرد است. سلول های پوست مرتباً در حال تقسیم، زایش، و ریزش هستند و از نمای ظاهری آن می توان بر بسیاری از سرگذشت هایی که برای او  اتفاق افتاده است پی برد. پوست از سه لایه ی زیر تشکیل شده است که عبارتند از : ۱٫ لایه‌ی خارجی[۳۰]: اپیدرم که ضخامتش از ۰۴/۰ تا ۶/۱ میلی‌متر متغیر می‌باشد، لایه مهمی است. سلول‌های لانگرهانس که ایمنی پوست را برعهده دارند، ملانوسیت‌ها و آنزیم تیروزیناز[۳۱] که عهده دار تولید رنگدانه های ملانین و تنظیم رنگ پوست است، در این لایه قرار دارند. محصولات آرایشی و بهداشتی نظیر پاک کننده ها، لایه بردارها، ترمیم کننده‌ها یا مرطوب کننده‌ها نیز بر این لایه تاثیر می‌گذارند. این لایه‌ی پوست به دلایلی مهم است؛
اپیدرم مسئول زیبایی و شادابی ظاهری پوست است .
پوست را در مقابل خشک شدن ( از دست دادن رطوبت ) ، نفوذ مواد شیمیایی مضر ومیکروبها حفاظت می‌نماید.

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.