دسترسی متن کامل – اثربخشی آموزش استرس‌زدایی مبتنی‌بر ذهن‌آگاهی (MBSR) در طرح‌واره‌های هیجانی، کاهش استرس ناباروری و …

هدف MBCT، آموزش مهارت‌هایی است که به افراد اجازه خواهد داد در اوقات غمگینی، الگوهای عادتی قدیمی تفکرشان را متوقف سازند یا طوری رفتار کنند که این خلق‌ها خفیف یا گذرا باقی بمانند و حالات عاطفی جدی‌تری را ایجاد نکنند. ضرورتی ندارد یا حتی مطلوب نیست که هدف درمان کاهش تجربه غمگینی باشد. با این حال، این مهارت‌های جدید می‌تواند تجربه غمگینی را بدون تشدید خودکار افسردگی فراهم کند.
سگال و همکاران (۲۰۰۲) اظهار داشتند که هدف اصلی MBCT ”کمک به شرکت‌کنندگان است تا بتوانند ماهرانه‌ترین پاسخی را که به هر فکر، احساس، یا موقعیت ناخوشایند می‌یابند انتخاب کنند“. MBCT در مورد بیماران افسرده بهبودیافته‌ای انجام می‌شود که الگوهای فکری نشخواری منفی دوره‌های افسردگی‌شان کاهش یافته است.
۲-۹-۱-۳-۱ تفاوت‌های شناخت درمانی مبتنی‌بر حضورذهن با درمان شناختی
تفاوتهای شناخت درمانی مبتنی‌بر حضورذهن با درمان شناختی به صورت کلی در موارد زیر است: اول آنکه در درمان شناختی مبتنی‌بر حضورذهن به جای تاکید بر استفاده از راهبردهای مبتنی‌بر تغییر، بر راهبردهای مبتنی‌بر پذیرش تاکید میشود. دوم آنکه MBCT هیچگونه آموزشی درباره تغییر محتواهای ذهنی به مراجعان نمیدهد بلکه هدف آن است که بیمار به جای آنکه افکارش را بازنماییهای از واقعیت یا جنبههایی تغییرناپذیر از خود بداند، به آنها به صورت افکار بنگرد (آگاهی فراشناختی). سوم آنکه بیماران به این شیوه میآموزند که به اثرات حالتهای ذهنی منفی توجه کنند و مستقیماٌ به اکتشاف حسهای بدنی بپردازند به جای اینکه درباره حالتهای ذهنی خود به نشخوار بنشینند یا آنها را سرکوب کنند (بائر، ۲۰۰۳). گرچه برخی از مداخلات مبتنی‌بر حضورذهن همانند رویکردهای شناختی – رفتاری معاصر به شیوه یکسانی از طریق تاکید بر روی تمرکززدایی از افکار اثر گذارند (افکار با واقعیت برابر نیستند). اما به نظر میرسد رویکردهای مبتنی‌بر حضورذهن بیشتر به دنبال تغییر فرایندهای شناختی هستند تا محتواهای شناختی(بائر، ۲۰۰۶).
۲-۹-۱-۳-۲مقایسهی درمان فراشناختی و شناخت درمانی مبتنی‌بر حضورذهن
آنچه از آن به درمان فراشناختی تعبیر میشود نوعی درمان انفرادی ساختاریافته و با تاکید ویژه بر مدل SRE-F میباشد که بر سندرم شناختی-توجهی[۲۹۶] ((CAS تاکید دارد. نشخوار فکری که یکی از اجزای سازنده CAS میباشد در افسردگی نقش دارد. در درمان فراشناختی به نشخوار فکری به صورت پاسخ مقابلهای نگریسته میشود که در ابتدا با انگیزههای مثبت (باورهای فراشناختی مثبت) برانگیخته میشود، اما هر چه مدت زمان استفاده از این شیوه توجه متمرکز بر خود (نشخوار فکری) بیشتر میشود زمینه شکلگیری دید منفی نسبت به اثرات نشخوار فکری در فرد عارض میگردد که این پیام را برای او دارند که این فرایندها غیرقابل کنترل و ضرر رسانند (باورهای فراشناختی منفی). آسیبپذیری نسبت به افسردگی در مدل فراشناختی به طور خلاصه با فعال شدن CAS در پاسخ به اختلال خلقی یا استرس قابل ردیابی است و این عامل نیز به نوبه خود با تفاوتهای فردی در باورهای فراشناختی و میزان پیادهسازی کنترل اجرایی انعطافپذیرانه بر روی پردازش مرتبط است (پاپاجورجیو[۲۹۷] و ولز، ۲۰۰۴).
در ابتدا درمان فراشناختی متمرکز بر یک تکنیک اساسی به نام آموزش توجه[۲۹۸] بود اما پاپاجورجیو و ولز در بسط روش درمانی فراشناخت اجزایی دیگر را به آن افزود که عبارتند از :

  • شناسایی نشخوار فکری و بازبینی تهدید
  • به چالش طلبیدن باورهای فراشناختی مثبت در ارتباط با نیاز به نشخوار فکری و متوسل شدن به بازبینی تهدید به عنوان وسیلهای برای مقابله
  • به چالش طلبیدن باورهای فراشناختی منفی دربارهی کنترلناپذیری و اهمیت افکار و احساسات افسردهساز
  • آموزش ذهنآگاهی گسلیده[۲۹۹] (پاپاجورجیو و ولز[۳۰۰]، ۲۰۰۴).

ولز (۲۰۰۹) به برخی از تفاوتهای این رویکرد با درمان شناختی حضورذهن اشاره نموده است.
در درمان فراشناختی[۳۰۱] (MCT) به طور ویژه بر روی کاهش فراوانی نشخوار فکری و نگرانی در پاسخ تاکید میشود. در حالیکه در MBCT تاکید ویژهای بر روی کاهش قضاوتگری میباشد. در MCT به طور ویژه بر روی چالش با باورهای فراشناختی مثبت و منفی تاکید میشود در حالیکه در MBCT تاکید زیادی بر روی چالش با باورهای بیمار نیست. در MCT میان افکاری که باید رها شوند و افکاری که باید متوقف شوند تمایز گذاشته میشود در حالیکه چنین تمایزی در MBCT وجود ندارد، برای مثال در MCT به جای حضورذهن از نوعی تکنیک دیگر به نام ذهن‌آگاهی گسلیده استفاده میشود که شامل نوعی آگاهییابی خفیف و منفعلانه از افکار منفی و رها کردن نگرانی، نشخوار فکری و سایر پاسخهای مقابلهای مرتبط با آنها میباشد حال آنکه در MBCT تکنیک حضورذهن به صورت تمرکز بر تنفس انجام میگیرد. در MCT از تکنیکی مانند ATT به عنوان یک پاسخ مقابلهای که در برابر افکار و حالات هیجانی به کار گرفته شوند استفاده نمیشود بلکه آن نوعی راهبرد آموزشی عمومی است که تنها در دورهی درمان در زمانهای خاصی آموزش داده میشود و هدف از به کارگیری آن ایجاد حالاتی از پذیرش یا آگاهی گسترده از لحظهی حال نمیباشد بلکه هدف در اینجا تقویت کنترل اجرایی است. در MCT همچنین هیچ یک از تکنیکهای CBT سنتی به کار گرفته نمیشود برعکس MBCT که از برخی از آن تکنیکها استفاده میشود. (البته این نوعی سوگیری محقق را در متفاوت جلوه دادن رویکرد خود دا

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است

رد. هرچند در MBCT از تکنیکهایی مانند ABC یا شناسایی افکار خودکار منفی استفاده میشود اما منطق استفاده از آنها نه چالشورزی بلکه تسهیل تمرکززدایی از محتوای فکری میباشد). در MCT از تکنیکی مانند به تعویق انداختن نشخوار فکری استفاده میشود که در MBCT وجود ندارد.
۲-۹-۱-۴ کاهش استرس مبتنی‌بر ذهن‌آگاهی(MBSR)
۲-۹-۱-۴-۱ تعریف و ریشه‌های ذهن‌آگاهی
تعریف ذهن‌آگاهی
ذهن‌آگاهی فاقد یک تعریف ساده و مستقیم است و در عوض به‌عنوان یک مفهوم چندوجهی، تعریف ذهن‌آگاهی مرتبط با تجربه فرد از این مقوله است(کتاب زوج‌درمانی بر اساس ذهن‌آگاهی و پذیرش).
همانطور که در درمان استفاده می‌شود، ذهن‌آگاهی ترجمه مفهوم Pali sati از سانسکریت است که برخی اوقات تحت عنوان هشیاری[۳۰۲] یا توجه[۳۰۳] نیز تعریف می‌شود. کابات زین(۲۰۰۳)، بنیان‌گذار ذهن‌آگاهی در سلامتی رفتار، طی سال‌ها تعریف زیر را مطرح کرده است:
هشیاری حاصل از توجه به هدف- در لحظه کنونی- و عدم قضاوت در خصوص تجربیات لحظه به لحظه است(صفحه ۱۴۵).
عناصر کلیدی تعریف کابات‌زین عبارتند از: الف) هشیاری خواسته[۳۰۴]، ب)در لحظه حال[۳۰۵]، و)بدون قضاوت[۳۰۶]. غالبا تمرین ذهن‌آگاهی شامل هشیاری خواسته در خصوص سلامت فرد در لحظه حال بدون هرگونه قضاوت در مورد نحوه تنفس یا افکار و احساساتی است که در طی تمرین پدیدار می‌شود. ذهن‌آگاهی به‌علاوه می‌تواند برای همه تجربیات لحظه حال- هم درونی و هم بیرونی- بکار رود، مثل؛ راه رفتن، خوردن، شنیدن، عواطف و حس درد جسمی.
در راستای تسهیل‌سازی روند تحقیق در خصوص ذهن‌آگاهی، بیشاپ[۳۰۷] و همکاران(۲۰۰۴) یک تعریف علمی دوبخشی را ارائه کردند که دوعنصر اول کابات‌زین را به شکل یک عنصر درآورده و یکسری موارد جزئی را نیز به تعریف ذهن‌آگاهی اضافه می‌کند. تعریف آن‌ها از ذهن‌آگاهی به شرح زیر است و یکسری موارد جزئی را نیز به تعریف ذهن‌آگاهی اضافه می‌کند.
۱– خود سازماندهی[۳۰۸] توجه به گونهای که روی تجربه اولیه متمرکز باشد و
۲- یک جهتگیری خاص به سوی تجربیات فرد در لحظه حال… یعنی نشأت گرفته از کنجکاوی، پذیرا بودن و قبول شرایط (صفحهی ۲۳۲)
این تعریف علمی تأکید دارد که توجه آگاهانه(mindful attention) همواره یک توجه خود سازماندهی شده است و مستلزم تلاشی خواسته و پیوسته و یک فرآیند منظم برای حفظ تمرکز است. بعلاوه آنها کیفیت رابطه فرد با تجربه حال را نیز ملاک قرار میدهند که مربوط به کنجکاوی و در خصوص پذیرش شرایط موجود است. عنصر پذیرش همواره برای زوج و خانواده درمانگرها جالب توجه بوده است(کریستنسن، سویر، سیمپسون و گاتیس، ۲۰۰۴[۳۰۹]).(برگرفته از همان منبع)
برون، ریان و کرسول[۳۱۰](۲۰۰۷)، دو مشخصه دیگر را نیز به تعریف از خودآگاهی اضافه میکنند: (a) تجربی[۳۱۱] و (b) غیرمفهومی[۳۱۲]. آنها عنوان میکنند که ذهن‌آگاهی در حقیقت نوعی حالت غیرمفهومی ذهن است: زمانیکه ذهن در یک حالتِ آگاهانه قرار دارد، از مفاهیم گذشته برای تفسیر جهان بهره نمیگیرد(یا در حداقل سطح از آنها استفاده میکند) و در عوض از یک دیدگاه غیرمفهومی در حقایقی دیده میشود که به شکلی پدیدار میشود که دانشمندانی که در پی توصیف غیرمتعصبانه پدیدهها قبل از قضاوت و یا تشخیص آنها هستند، به آنها میرسند. این دیدگاه غیرمفهومی با چندین شکل سازنده از شیوه درمان خانواده مشترکاتی دارد(همان منبع). بعلاوه، برون(Brown)و همکاران توجه ما را به سوی عنصر پردازش جزء به کل ذهن‌آگاهی جلب کرده‌اند.
شاید یکی از بهترین توصیفات از تجربه هدفمند ذهن‌آگاهی از یک منشأ بودایی یا رواندرمانی نیامده باشد بلکه از یک شعر Sufi قرن سیزدهم از سوی Rumi آمده باشد.
میهمانخانه(The Guest house)
اینجاف یک مهیمان خانه است.
هر روز صبح یک تازه وارد میآید.
فردی با لذت، یا افسردگی و یا پوچی
ورود هر فرد به معنای نوعی حس آگاهی(awareness) پولی است.
ورود یک فرد ناخوانده
باید به او خوشآمد گفت و او را سرگرم کرد
حتی اگر آنها به شکلی جمعیتی از اندوه باشند
که به شکلی ناخوشایند به خانه پای میگذارند
خانهای بدون اسباب و اثاثیه
ولی هنوز ورود هر میهمان به گرمی پذیرفته میشود