آموزش یار جمعه 2 شهریور 1397 01:55 ق.ظ نظرات ()
در این نظریه باید بپذیریم که تجربه یا آزمایش و خطا مبنایی برای یادگیری است.
به عبارت دیگر یادگیری ایجاد ارتباط بین یک محرک و یک پاسخ است. پاولف آزمایشهایی را بر روی پرندگان و حیوانات باشد برای شرطی سازی انجام داد. اسکینر نیز معتقد است با ارائه پاداش به رفتار انسان شرطی سازی به وجود می آید .
در طراحی برنامه های آموزشی باید این نکات رعایت گردد:
1- برنامه آموزشی به بخش ها و اجزایی کوچکتر تقسیم شود و بتدریج به افراد بیاموزیم و با این کار او را قادر سازیم تا به سرعت باز خود بگیرد و از پیشرفت خود مطلع گردد .
2- آموزش صرف نظری نباشد ، بلکه با تجربیات عملی همراه شود تا اینکه مدیران فرصت آزمون نظریات آموخته شده را داشته باشند و یادگیرنده فقط شنونده نباشد وبا حالت فعال به مشارکت بپردازد.
3- فرصت تمرین مهارتها به منظور انجام بهتر شغل و ملکه ذهن شدن برای یادگیرنده فراهم گردد .
4- نهادینه شدن مهارتها بر اثر تکرار و ایجاد رفتار دائمی و همیشگی زیر بنای یادگیری در عمل و خود بالندگی نظریه یادگیری رفتاری است(ساعتچی، 1377).

2-4-5- نظریه یادگیری اجتماعی 
با توجه به پیچیدگی و گستردگی فرآیند یادگیری و با توجه به اهمیت ارتباطات اجتماعی و تأثیر آن بر یادگیری اجتماعی مطرح شده است . دراین نظریه با توجه به اینکه یادگیری می تواند ناشی از تجربه مستقیم فرد باشد. همچنین می تواند از مشاهده عمل دیگران و نتایج حاصل از ان ناشی شود. به عبارت دیگر یادگیری ناشی از اثر گذاری متقابل و دائم میان فرد با محیط اجتماعی است (رئیس دانا،1372).

در طراحی برنامه¬ی اموزشی براساس این نظریه رعایت نکات زیر ضروری است: (آدریزس، 1376).
1- الگوسازی بر مبنای مشاهدات و قرار دادن او در موقعیت که شاهد پاداش گرفتن الگو به خاطر رفتار مطلوبش باشد .
2- ایجاد اعتماد به نفس گیرنده، به نحوی که او با دریافت بازخورد درجریان پیشرفت کارخود قرار گرفته و تشویق گردد. به علاوه لازم است فرصتی برای تمرین عملی آموخته ها برای او به وجود آید.
3- پذیرش اهمیت و فایده آموختن و سودمندی 
این نظریه استفاده از وسایل کمک آموزشی همچون تصویر، فیلم، و ویدئو را به عنوان الگوهای رفتاری توصیه می کند .
زیر بنای یادگیری براساس کار وتفکر گروهی و الگوی ذهنی پویا نظریه یادگیری اجتماعی است .

2-4-6- نظریه شناختی ( گشتالت ) 
این نظریه به کلی نگری و شناخت سیستمی توجه دارد .
باتوجه به اینکه انسان به عنوان یک موجود کامل مطرح است. کل وجود او دارای نظامی متعادل و پایداری است . ازسوی دیگر در یادگیری یا مواجهه با ناشناخته ها، تعادل فرد به هم ریخته و تعادل جدید فراهم می آید که خود موجب مقاومت فردی می گردد .
در طراحی نظام آموزشی بر مبنای این نظریه کاهش مقاومت فردی به منظور افزایش یادگیری رعایت نکات زیر الزامی است:
1- شناخت تفاوت افراد از نظر جنسیت، سن، تخصص و ...
2- شناخت گرایشات فردی به منظور انتخاب روشهای آموزشی مناسب تر برای هر فرد .
3- شناخت اهداف، زمان، روش و ارتباط مطالب و داشتن تصویر کلی توسط یادگیرنده .
4- رعایت سلسله مراتب مفاهیم یادگیری یا آموختن از مفاهیم ساده به مفاهیم کلی و پیچیده تر.
5- ارائه بازخورد برای چگونگی پیشرفت کار.
زیر بنای یادگیری براساس تفکر سیستمی و بصیرت واحد و خود بالندگی، نظریه یادگیری شناختی است(همان منبع).

2-4-7- رشد شناختی 
1) مفاهیم عمده در نظریه¬ی پیاژه(1930).
برای درک ویژگی های تئوری رشد شناختی، آشنایی با چند مفهوم که به طور مکرر در این تئوری مورد اطلاق و بحث قرار گرفته است، ضرورت دارد. در زیر، اهم آن مفاهیم بر اساس تعاریفی که مفسران نظریه¬ی پیاژه دست داده اند، در اینجا بیان می شود:
2) طرح واره 
طرح واره به عنوان یک رکن در ساختار شناختی فرد در نظر گرفته می شود و عبارت است از توانایی بالقوه¬ی عام فرد در نظام دادن اعمال متفاوت در قالب ساختار ذهنی متعلق به آن اعمال .
 « طرح واره ساختاری است که کودک را قادر می سازد در شرایط متفاوت عمل متفاوتی داشته باشد.» طرح واره¬ی نگاه کردن«توانایی دنبال کردن اشیاء با نگاه.»
3 ) محتوا 
در تئوری پیاژه، اصطلاح محتوا به یک پاسخ خاص در مقابل یک محرک ویژه اطلاق می شود. به عبارت دیگر، هر جنبه¬ی خاص از هر طرح واره¬ی کلی همان محتوا است. درحالی که طرح واره عبارت از توانایی بالقوه¬ی عام برای انجام دادن طبقاتی از اعمال است. محتوا، فقط نشان دهنده¬ی شرایط ایجاد هر جنبه¬ی خاص از آن طرح واره¬ی کلی است .
«طرح واره »که در تئوری پیاژه بسیار مهم است، در رفتارهای آشکار و پنهان هر دو، بارز می شود (رئیس دانا، 1372).
4- همسان سازی و همسازی 
«ساختار شناختی یک ارگانیزم عبارت از تعداد طرح واره های موجود در آن ساخت در یک زمان خاص است . چگونگی تعامل ارگانیزم با محیط در هر زمان بستگی دارد. به عبارت دیگر اینکه هر فرد تا چه اندازه محیط را درک کند  یا به محرکهای محیطی پاسخ مناسب دهد، به طرح واره های متفاوت موجود در ذهن او وابسته است. درواقع ، ساختار ذهنی فرد درتعیین اینکه حتی در محیط فیزیکی یک ارگانیزم چه چیز وجود دارد، دخالت می کند.
فرآیند پاسخگویی به محرکهای محیطی برحسب چگونگی موجودیت ساختار ذهنی « همسان سازی » نامیده می شود. ساختار ذهنی یک کودک در دوره¬ی طفولیت محدود به جذب یا همسان سازی فقط بعضی محرکهای محیطی است. درطول زمان و به تدریج که کودک بزرگ می شود، امکان جذب جنبه های متفاوت محرکهای محیطی بیشتر فرآهم می گردد (رئیس دانا، 1372).

2-4-8- سطوح مختلف یادگیری 
باید توجه داشت که یادگیری سطوح مختلف دارد و برای هر سطح یادگیری به زمان و روشهای متفاوت زیاد است. برای مثال، یادگیری در زمینه به یاد سپردن یک شعر با یادگیری یک برنامه طولانی مدت کاملاً متفاوت است. درحال حاضر حداقل سه سطح یادگیری را می توان نشان داد که هر یک به زمان، وسیله و فنون و نظریه های متفاوتی نیاز دارد. مهارت های مربوط به پاسخهای حرکتی، به یاد سپردن و شرطی شدن ساده ، در سطح اولیه یادگیری قرار دارد . مرحله دوم یادگیری انطباق پیدا می کند .
سطح سوم یادگیری مربوط به تغییر هنجارها و ارزشها و نگرش ها افراد و گروهها است. دراین نوع یادگیری به هوشیاری و دانایی بسیار و نیز زمان طولانی نیاز است و درعین حال فرآیندی بسیار دقیق و حساس است. در آموزش مدیران سازمانها از این نوع یادگیری استفاده می شود(ساعتچی، 1370).

2-4-9- یادگیری تسهیلی  
برای اینکه یادگیری آسانتر انجام شود باید از یادگیری تسهیلی استفاده کرد تا دانش آموزانمان بیشتر جذب مدرسه شوند .
در زمان های مناسب، شیوه های تسهیل کننده آموزش را به کار ببرید. دراکثر مواقع معلمانی از شیوه های آموزش مستقیم استفاده می کنند. درصورتیکه دانش آموزان کلاس شما با انگیزه¬ی بسیار و مشتاق یادگیری باشند ، استفاده از شیوه های مستقیم آموزش بهترین روش است. در این صورت شما می دانید که نیازهای دانش آموزانتان چیست و درجهت علایق آنها کلاس را به پیش می برید. مطالب درسی را ارائه کرده، کمک های لازم را عرضه می دارید و اشتباهات را تصحیح می کنید . اما همانطوریکه اغلب ما می دانیم ، بیشتر دانش آموزان امروزی ، تلاش زیادی جهت یادگیری مطالبی که به آنها می آموزیم از خود نشان نمی دهند. بیشتر معلمان با چنین دانش آموزانی پیش از شروع دچار نومیدی می شوند . معلمانی که از روش آموزش مستقیم استفاده می نمایند نکات زیر را به اجرا می گذارند(رئیس دانا،1372)
* معیارهای درسی را مشخص نموده و تکالیف یادگیری را سازماندهی می کنند.
* مطالب درسی را ارئه داده سپس آنها را توضیح می دهند و پس از آن تکالیف را معین می کنند.
* به ندرت درباره¬ی مطالب درسی و خواسته های مرجع آنان سؤال می کنند.
* به دانش آموزان نمره می دهند و اشتباهات آنان را تصحیح می کنند.
* کوشش می کنند تا دانش آموزان را به پیروی و متابعت وادارند .
اگر شما به عنوان معلم اقدامات بالا را انجام داده، اما متوجه شوید که دانش آموزان مقاومت کرده و سوء رفتار نشان می دهند، در آن زمان است که از شیوه های تسهیل کننده استفاده خواهید کرد . این شیوه بدلیل در نظر گرفتن نیاز و خواست های دانش آموزان نتایج بهتری ببار می آورد. معلمانی که از شیوه¬ی تسهیل کننده استفاده می کنند اقدامات زیر را در کلاس انجام می دهند (البته در کلاس های ابتدایی چندان مؤثر نخواهد بود).
• برنامه¬ی درسی را در کلاس به بحث می گذارند تا عناوین مورد علاقه¬ی دانش آموزان روشن شود .
• دانش آموزان را برای انتخاب عناوینی از دروس که مایل به مطالعه¬ی عمیق در آن هستند، کمک می کنند .
• در مورد چگونگی انجام تکالیف و کارها با دانش آموزان صحبت می کنندو امکانات مختلفی را در نظر      می¬گیرند .
• منابع مورد نیاز، آنچه که دانش آموز باید به انجام رساند و زمان مورد نیاز برای انجام آن را معین می کنند      ( امین شایان جهرمی، 1386).