یادگیری و رشد//پایان نامه درمورد عملکرد شرکت و بازارگرایی

یادگیری و رشد (توسعه اهداف و معیارهای مرتبط با متغیرهای اصلی یادگیری و رشد)

در این وجه ، هدف فراهم آوردن زیر ساخت ها و منابعی است که در تحقیق هدف های سازمان در وجوه دیگر را ممکن می سازد . به عبارت دیگر در حالی که در سه وجه دیگر مدیران معین می کنند که اکنون سازمان در چه جایگاهی است و در آینده برای کسب موفقیت در کجا باید قرار گیرد ، در وجه چهارم روش رسیدن به آن جایگاه را روشن می کنند(عفتی داریانی و همکارانش ، 1386).

چهارمین وجه کارت امتیازی متوازن ، یادگیری و رشد ، زیر ساخت های مورد نیاز سازمان برای ایجاد رشد و بهبود بلند مدت را شناسایی می کند ، وجه مشتری و فرآیندهای درونی کسب و کار مهم ترین عوامل موثربر موفقیت فعلی و آتی را شناسایی می نمایند . اما سازمان ها مجبورند اهداف بلند مدت خود را در بخش مشتریان و فرآیندهای درونی با استفاده از توانمندی ها و فن آوری های فعلی تامین نمایند . شرکت ها برای حضور در رقابت شدید جهانی ، باید توانایی های خود را جهت ارایه ارزش به مشتریان و سهام داران بهبود ببخشند(سایمونز ، 1385 ). چهار وجه کارت امتیازی متوازن ، امکان برقراری توازن (1) میان اهداف کوتاه مدت و بلند مدت ، (2) میان معیارهای بیرونی برای سهام داران و مشتریان و معیارهای درونی فرآیندهای مهم کسب و کار ، نوآوری و یادگیری و رشد ، (3) میان نتایج مطلوب و انگیزه های عملکردی آن نتایج و (4) میان معیارهای سخت عینی و معیارهای ملایم تر ذهنی را فراهم می سازد . یک کارت امتیازی خوب ترکیبی از معیارهای نتیجه ای  و انگیزه های عملکرد  است .  معیارهای نتیجه ای بدون انگیزه های عملکرد ، چگونگی دستیابی به نتایج مورد نظر را بیان نکرده و در زمینه روند اجرای موفق استراتژی نیز هشدار به موقع نمی دهد . در مقابل ، انگیزه های عملکرد بر اساس ورودی های فرآیند ـ مانند چرخه زمانی و نرخ خرابی تعداد قطعه در میلیون ـ واحد کسب و کار را قادر می سازد تا به بهبودهای عملیاتی کوتاه مدت دست یابد . اما ، این گونه معیارهای بهبودهای عملیاتی را نشان نمی دهند . بنابراین ، یک کارت امتیازی خوب باید ترکیب مناسبی از معیارهای نتیجه ای ، شاخص های تاخیری و انگیزه های عملکرد و شاخص های پیشرو استراتژی واحد کسب و کار باشد (سایمونز ، 1385 ).

 

 

 

د)مدل الگو بالدریج[1] (MB)

در کشور آمریکا برای رسیدن به اهداف عالی رشد و توسعه کیفیت و بالا بردن توان رقابتی سازمان ها در کنار سایر رقبا اقدام به طرح ریزی مدلی تحت عنوان مدل مالکوم بالدریج شد و در سال 1987 جایزه ملی کیفیت مالکوم بالدریج ابداع گردید . این مدل به طور عمده به سه گروه تقسیم می شود(عفتی داریانی و همکارانش ، 1386 )

گروه اول : ارتقای کیفیت یا جایزه مالکوم بالدریج برای موسسات تجاری

گروه دوم : مدل ارتقای کیفیت یا جایزه ، مالکوم بالدریج برای موسسات آموزشی

گروه سوم : مدل ارتقای کیفیت یا جایزه مالکوم بالدریج برای موسسات بهداشتی و درمانی

این مدل در آمریکا مورد قبول سازمان های دولتی نیز قرار گرفته و سالانه جوایزی تحت عنوان جایزه ملی کیفیت مالکوم بالدریج به شرکت های موفق اعطا می شود . شرکت های موفق شرکت هایی خواهند بود که بتوانند سازمان خود را با مدل و الزامات مالکوم بالدریج انطباق دهند و در توسعه کشور نقش ایفا می کنند . همچنین این مدل ها به سازمان ها کمک می کنند تا بتوانند خودشان را از بعد فعالیت های کیفیتی ارزیابی کنند و از طریق ارزیابی های انجام شده برای اخذ جایزه ی مالکوم بالدریج داوطلب شوند

[1] Malcom   Baldridge

Author: 92