نام تجاری خلق شده//پایان نامه تعلق نام و نشان تجاري

دانلود پایان نامه

اگر چه  اعتماد به نام و نشان تجاری و رضایت از نام و نشان تجاری دو ساخت بسیار مهم در تجربه نام و نشان تجاری و وفاداری به نام و نشان تجاری در بافت منطقی هستند، تجارب نام و نشان تجاری  از شبیه سازی ها نتیجه می شوند و منجر به  پیامدهای لذت بخش تبدیل می شود و مصرف کننده ها  دوست دارند این تجارب را تکرار کنند. به عبارت دیگر، تجربه نام و نشان تجاری  باید نه تنها قضاوت های پیشین در ارتباط با رضایت از نام و نشان تجاری را تحت تاثیر قرار دهند، بلکه بیشتر باید معطوف به وفاداری به نام ونشان تجاری  باشند. مصرف کنندگان باید بیشتر تمایل داشته باشند که یک محصول را مجدداً خریداری کنند و آن را به دیگران توصیه کنند و برای خرید محصول مشابه تمایل کمتری داشته باشند(میتال و کاماکورا[1]، 2001؛ الیور 1997؛ ریشلد[2]، 1996).

مطالعه پاین و گیلمور(1999) به نام “تجارب سطح بندی شده” در محیط ها و رخدادهای خرده فروشی بود. در این بافت ها، آنها  بین تجارب زیبایی شناختی(شامل جنبه های لامسه ای، بصری، سمعی و بویایی)، آموزشی، سرگرم کننده و گریزگرانه تمایز قائل شدند. اگر چه چارچوب پاین و گیلمور محدود به رخدادها و بافت های خرده فروشی است. البته  اشمیت(1999) نیز چهار تجربه را مطرح می کنند: احساس، عاطفه، فکر، عمل و ارتباط. تجربه حسی شامل کیفیت های زیبایی شناختی و حسی است. تجربه عاطفی سازگار با رفتار مصرف کننده؛ شامل روحیات و عواطف است. تجربه فکری شامل تفکر تحلیلی/همگرا و تخیلی/ واگر است. تجربه عملی به اعمال محرک و تجارب رفتاری ازقبیل مرتبط سازی با گروه مرجع  تعریف می شود.

مجسم سازی تجربه نام و نشان تجاری  و توسعه مقیاس در درک و مدیریت مفاهیم اعتماد و وفاداری به نام و نشان تجاری  مهم هستند(براکوس و همکاران، 2009). تجربه برنر می تواند مثبت یا منفی، کوتاه دوام یا پردوام باشد. علاوه بر این، تجربه نام و نشان تجاری  می تواند به خوبی بر وفاداری به نام و نشان تجاری  و رضایت مصرف کننده و همچنین اعتماد به نام و نشان تجاری  تاثیر بگذارد(زارانتنلو و اشمیت[3]، 2000) ها و پرکس، 2005). تجربه نام و نشان تجاری  از لحاظ تجربی با مفاهیم مرتبط با تجربه نام و نشان تجاری و مصرف کننده دیگر از قبیل وابستگی به تجربه نام و نشان تجاری ، مشارکت در نام و نشان تجاری  و خوشحالی مصرف کننده فرق دارد(زارانتنلو و اشمیت، 2000).

یک کارآفرین می بایست با اهمیتی یکسان به هر دو جنبه برندینگ یعنی جامعیت نام و نشان تجاری و رنگ بندی آوایی نام و نشان تجاری  بپردازد. ترکیب مناسب از این دو فاکتور به یکتایی نام و نشان تجاری و ایجاد انگیزه در مشتری منجر خواهد شد. هیچ سازمانی بدون جامعیت و رنگ بندی آوایی نام و نشان تجاری، قادر به ایجاد تجربه نام و نشان تجاری  عالی نخواهد بود و بدون تجربه نام و نشان تجاری برتر، در بازار کسب و کار خود، در تلقی مشتری جز محصولی بیش نیست.

2-1- 20- جامعیت تجربه نام و نشان تجاری خلق شده

جامعیت نام و نشان تجاری  در برگیرنده ویژگی های کامل کنندگی و همسانی خصلت ها ی نام و نشان تجاری  با عناصر بازاریابی(آمیخته بازاریابی) می باشد. اگر تجربه مرتبط با نام و نشان تجاری دو ویژگی همسانی و کامل کنندگی نام و نشان تجاری را در برنگیرد. پیام ارسالی به مشتری، منطبق با جامعیت نام و نشان تجاری نخواهد بود و درپی آن وفاداری مشتری ایجاد نخواهد شد. همسانی و هماهنگی نام و نشان تجاری  از نظر مشتری از اهمیت بالایی برخوردار است چرا که به مشتری یادآور می شود نام و نشان تجاری  قصد تحویل چه چیزی در هر تعامل با مشتری و در چه زمانی را دارد.

2-1- 21- رنگ بندی آوایی تجربه نام و نشان تجاری

رنگ بندی آوایی روح تجربه نام و نشان تجاری تلقی می شود، از این رو باید با تعریف ما از  نام و نشان تجاری و نیز دانش ما  از خواسته مشتریان در یک راستا باشد. اگر کوک آوایی نام و نشان تجاری بر خلاف فعالیت های بازاریابی باشد، پس قادر به ایجاد ارتباط حسی با مشتری نخواهیم شد. از طرفی بعضی از متخصصان، آنرا شخصیت یا آوای نام و نشان تجاری نام گذاری می کنند ولی در حقیقت این ویژگی رنگ بندی آوایی است  و خلق این خصلت برای نام ونشان تجاری  باید بخشی از تصمیم هوشمندانه باشد.

به عنوان مثال، رستوران می تواند از وب سایت جذاب و مجله آنلاین جالب و ورودی مسحور کننده برخوردار باشد، ولی اگر تجربه مشتری در میزبانی و سرویس های اخذ شده و پیشخدمتی کارمندان نامطلوب و موجب رنجش شود در اینصورت کل رنگ بندی آوایی تجربه نام و نشان تجاری  اولیه ایجاد شده محو خواهد شد.

[1].Mittal & Kamakura

[2].Reichheld

[3].Zarantenello & schmitt

دانلود پایان نامه

Author: مدیر سایت