مراحل کسب و کار الکترونيکي،پایان نامه درباره کسب و کار الکترونیکی

تجارت الکترونيکي در مقابل  کسب و کار الکترونيکي

تجارت الكترونيكي، قابليت­هايي است که مشتريان را قادر مي­سازد تا بطور ايمن، مبادلات تجاري را روي اينترنت انجام دهند. تجارت الکترونيک نوعاً به مبادلاتي برمي­گردد که مشتريان محصولاتي را مي­خرند يا محتوايي را دانلود مي­کنند (White, 2002).

كسب و كار الكترونيكي، قابليت­هايي است که کارکردهاي اصلي کسب و کار يک شرکت شامل يکپارچگي با سيستم­هاي داخلي و خارجي، تحويل پويا و آنلاين محتوا، تبادلات مشترک اطلاعات، ارتباطات زمان وقوع، و جريان کاري يکپارچه و مبادله داده­ها را تسهيل و ارتقا مي­دهد. کسب و کار الکترونيکي مشابه تجارت الکترونيکي نيست. تجارت الکترونيکي در مورد فروش از طريق اينترنت است. کسب و کار الکترونيکي در مورد استفاده از فناوري وب براي پشتيباني از مجموعه­اي از فرايندهاي مرتبط کسب و کار شامل فروش مي­باشد. مثال­هاي فرايندهاي ديگر کسب و کار الکترونيکي عبارتند از:

  1. مديريت ارتباط با مشتري الکترونيکي (مديريت ارتباط با مشتري با توانمندسازي وب)[1]
  2. مديريت زنجيره تامين الکترونيکي (مديريت زنجيره تامين الکترونيکي با توانمندسازي وب)[2]
  3. برنامه­ريزي منابع سازماني الکترونيکي (برنامه­ريزي منابع سازماني با توانمندسازي وب)[3]
  4. پردازش دانش الکترونيکي (پردازش دانش با توانمندسازي وب)[4]
  5. مديريت دانش الکترونيکي (مديريت دانش با توانمندسازي وب)[5] (White, 2002).

مدل مراحل کسب و کار الکترونيکي

بيشترين منافع کسب و کار الکترونيکي، زماني بوقوع مي­پيوندد که کارکرد آن، بطور کامل در سرتاسر زنجيره تامين، يکپارچه مي­شود. تصور مي­شود که پياده­سازي از طريق چندين مرحله، پيش رود و همانطور که کسب و کارها در زنجيره تامين به منافع، دست مي­يابند، تکامل يابد. شرکت­ها نخست، اطلاعات را روي وب منتشر کنند سپس با مشتريان، تعامل برقرار کنند و سرانجام، فرايندها بصورت الکترونيکي انجام شوند. ژنگ و همکاران[6] يک مدل چهار مرحله­اي کسب و کار الکترونيکي را ارائه مي­کنند (شکل 7). آنها بحث مي­کنند که در حالي که سيستم­هاي اينترنتي براي ايجاد اين فرايندها، ضروري مي­باشند، بمحض اينکه کسب و کارها از دانش و تجربه­شان براي توليد خروجي­هاي قابل دسترسي از طريق اينترنت استفاده مي­کنند، ارزش حاصل مي­شود. تصور مي­شود که بمحض اينکه کسب و کارها نياز به سازماندهي مجدد فرايندها را تشخيص مي­دهند و روي قابليت­هاي اصلي، متمرکز مي­شوند، پتانسيل براي انتقال بوجود مي­آيد. شرکت­ها در ابتدا، قبل از حرکت به مرحله 2 يعني کسب و کار متعامل، از برخي ابزارهاي اساسي اينترنت از قبيل صفحات وب استفاده مي­کنند (شهریور، 1387).

بسياري از کسب و کارها زماني که به منافعي دست نيابند، بيشتر از اين جلو نمي­روند. در مرحله 3، شرکت­ها به اين تشخيص مي­رسند که تغييراتي در فرايندها، ساختارها و مهارت­ها براي بهره­برداري از فناوري، ضروري مي­باشد. مرحله 4 تنها زماني بدست مي­آيد که ببينند کسب و کار مي­تواند بر محدوديت­هاي محصولات موجود خود غلبه کند و از اينترنت براي ايجاد بازارها و محصولات جديد استفاده کند (Zheng et al, 2004).

[1] . e CRM (web-enabled Customer Relationship Management)

[2] . eSCM (web-enabled Supply Chain Management)

[3] . eERP (web-enabled Enterprise Resource Planning)

[4] . eKP (web-enabled Knowledge Processing)

[5] . eKM (web-enabled Knowledge Management)

[6] . Zheng, Caldwell, Harland, Powell, Woerndl