ماكس وبر//پایان نامه درباره مدیریت کارآمد بقاع متبرکه

دانلود پایان نامه

ماكس وبر [1]

الف) وبر نیز همچون دوركیم بر نقش بااهمیت دین در فرهنگ تأكید داشته و دین را به عنوان بعد محوری فرهنگ قلمداد می‌كند. با این تفاوت كه «وبر» بر محتوای ذهنی نظام‌های تجریدی ایمانی و اعتقادی تأكید بیشتری دارد، درحالی‌كه دوركیم به عواطف غریزی و درونی انسان تقدم می‌دهد. تفاوت قابل ملاحظه دیگر میان این‌دو در نگرش به نقش دین در جوامع معاصر است. دوركیم به وضوح عقیده دارد كه پیوندهای معنوی و اهداف قدسی دارای اهمیت حیاتی در جهان امروزند اما وبر از این ایده دفاع می‌كند كه با آغاز مدرنیته، جهان به سمت تهی شدن از معنا پیش می‌رود و توجه اصلی بشر بر كارایی و عقلانیت است و كنش مبتنی بر هدف (صنعتی‌شدن) كه به عقیده او كلید اصلی مدرنیسم و صنعتی شدن است، كم‌كم جایگزین كنش مبتنی بر ارزش می‌شود. (فیلیپ ،1387). شایان ذكر است كه عقلانیت مورد نظر وبر عقلانیت ویژه‌ای است كه او از آن به عقلانیت رسمی یاد می‌كند. این نوع عقلانیت بر تجربه استوار بوده و بر مبنای آن ساده‌ترین و ارزان‌ترین راه برای رسیدن به هدف انتخاب می‌شود و اهداف حساب‌گرانه جایگزین اهداف و ارزش‌های حقیقی و جوهری مانند ایثار، زهد، پرهیزكاری و … می‌گردند ( عضدانلو ،1388).

ب) مهم‌ترین عاملی كه ارتباطی بین وبر و نظریه فرهنگی برقرار می‌كند درك او از كنش انسانی است. وی كه از اندیشه دیلتای[2] ـ از چهره‌های معتبر هرمنوتیك آلمانی ـ مبنی بر لزوم بررسی معانی ذهنی اثرگذارنده بر شیوه خاصی از كنش، برای شناخت انسان، الهام گرفته بود معتقد شد كه به عاملان انسانی باید به چشم فاعلانی مختار نگریسته شود كه معنا آنها را به حركت درمی‌آورد و تحلیل‌گران بایستی بكوشند انگیزه یا نیت ذهنی نهفته در پس یك كنش را برملا سازند. وبر دو الگوی متعارض را با توجه به آن انگیزه نهفته، برای كنش‌های انسانی مورد توجه قرار می دهد: یكی كنش مبتنی بر ارزش كه محرك آن باورها و اهداف فرهنگی مانند دستیابی به رستگاری است و دیگری كنش معطوف به هدف كه همان كنش سوداگری است كه فاعل در آن درصدد كسب منفعت بوده و هدفی روشن را در نظر گرفته و همه وسایل را برای رسیدن به آن به كار می‌گیرد. در این نوع كنش اثری از دستورهای والای معنوی و اهداف فرهنگی به چشم نمی‌خورد. ( آرون ،1387). شایان توجه است كه وبر دو نوع كنش دیگر را نیز در جامعه‌شناسی خود مطرح می‌كند یكی كنش عاطفی، كه واكنشی عاطفی است كه از سوی فاعل كنش در اوضاع معینی سر می‌زند مثل سیلی‌ای كه مادر به دلیل غیر قابل تحمل بودن رفتار فرزند به گوش وی می‌نوازد و دیگری كنش سنتی كه از عادات، عرف یا باورهایی كه طبیعت ثانوی فاعل را تشكیل می‌دهد برمی‌خیزد.

ج) نكته دیگر در نظریه فرهنگی وبر، بحث اقتدار یا سلطه مشروع است. وبر معتقد بود كه سلطه با ارجاع به ساختارهای وسیع‌تر معنا، توجیه می‌شود. وی نمونه آرمانی را برای درك اقتدار پیشنهاد می‌كند:

أ‌. اقتدار سنتی: این نوع اقتدار، زنجیره‌ای از رسوم و سنت‌های رایج است كه از رسوم و اعمال خاص یك گروه اجتماعی برگرفته شده است و حاكم و اتباع از این سنت‌ها پیروی می‌كنند.

ب‌. اقتدار كاریزماتیك یا فرهمندانه: این نوع اقتدار ناشی از باور به برخورداری حاكم از اقتدارهای استثنایی و یا نوعی عطیه الهی است.

ت‌. اقتدار قانون اخلاقی یا بوروكراتیك: این اقتدار كه به اعتقاد وبر در جوامع دموكراتیك‌ معاصر و صنعتی وجود دارد، نه بر اساس سنن قدیمی و نه بر پایه ویژگی‌های خاص شخصی است بلكه بر هنجارهای قانونی یعنی تفكیك وظایف مبتنی است ( صالحی امیری،1386).

[1] Max Weber

[2]Wilhelm Dilthey

دانلود پایان نامه

Author: مدیر سایت