سنجش نوآوری،پایان نامه درمورد بهبود عملكرد زنجيره تأمين

سنجش نوآوری

یکی از نقاط قوّت نوآوری این است که تمامی سه مرحله فرآیند نوآوری (ورودی ،عملکردو خروجی ) را پوشش می دهد  و به تعبیر دیگر ، جنبه های مختلف اقتصاد مبتنی بر دانش را بررسی می کند(از هزینه های تحقیق و توسعه گرفته  تا همکاری شرکایی  که به دنبال نوآوری می باشند  تا تحقق  محصولات  و فرآیند های نوآورانه و حتّی موانع فرآیند نوآوری را نیز مشخص می سازد).

سنجش نوآوری تا همین اواخر اغلب به وسیله آژانسهای دولتی ، دفاتر آماری  و یا موسسات علمی و آکادمیک برای رفع نیاز های آنها سازماندهی می شد . لذا نتایج به دست آمده کاملاً از لحاظ اهمیّت  با هم متفاوت بودند و به آسانی قابل مقایسه نبودند.

بنابراین در راستای همانند سازی سنجش نوآوری در کشور های مختلف، سازمان همکاری و توسعه اقتصادی در سال 1992 م. اوّلین ویرایش دستورالعمل اسلو را منتشر کرد  و سنجشهای صورت گرفته بر اساس آن نشان دادند که دستورالعمل می تواتند در مورد فرآیند  پیچیده و پراکنده نوآوری ، اطلاعات خوبی را جمع آوری کند. در این دستورالعمل تعاریف ، قواعد کار ، پیشنهادات و توصیه هایی برای انجام سنجش های ملّی  و بین المللی ارائه شده است تا بتواننند جنبه های مختلف فرایند نوآوری (بویژه در ارتباط با نوآوری های محصول  و فرآیند و تأثیر نوآوری بر عملکرد شرکت ها )  و هزینه های فعالیّت  های نوآورانه را مورد ارزیابی قرار دهد(طباطبائیان ، پاکزاد ، 1384، ص 170).

 

 

2-2-6- 1    مزیت  های سنجش نوآوری در مقایسه با سنجش تحقیق و توسعه

با توجّه به اینکه سنجش نوآوری تمامی مراحل فرآیند نوآوری (ورودی ، عملکرد  و خروجی ) و جنبه های مختلف آن را پوشش می دهد . با استفاده از سنجش نوآوری می توان :

– عناصر فرآیند نوآوری را به طور کامل شناخت؛

– نقاط قوّت و ضعف سیسستم ملّی نوآوری را شناسایی کرد؛

– تصویری دقیق تر از محیط علم و تکنولوژی ارائه کرد؛

– از میزان اثر بخشی سیاست های توسعه  و انجام اصلاحات لازم مطّلع شد؛

– سیاست های مناسب را برای توسعه تکنولوژی  و حمایت از نوآوری تدوین کرد؛

– با انجام مطالعات تطبیقی به مقایسه عملکرد نوآورانه ملی با سایر کشور ها پرداخت.

 

2-2- 6-2  سنجش نوآوری در سطح ملّی

عملکرد نوآورانه هر کشور به وسیله نظام نوآوری آن کشور تعیین می شود. نظام ملّی نوآوری  مجموعه ای از شرکت های خصوصی  و دولتی (اعم از کوچک و بزرگ )، دانشگاهها و آژانسهای دولتی در تعلامل با هم می باشند  که به تولید و علم و تکنولوژی کمک می کند. تعامل میان آنها می تواند به صورت فنّی ، تجاری ، قانونی ، اجتماعی  و مالی باشد. امّا هدف تعاملات آنها توسعه دانش به منظور پاسخگویی به نیاز های جامعه  است . اگر چه فعالیّتهای تحقیق و توسعه در بسیاری از کشور ها صورت می گیرد ، ولی با این وجود توسعه و تجاری سازی تکنولوژی های جدید در تعداد کمی از کشور ها متمرکز می باشد. اینکه چرا شدّت نوآوری بین کشور ها متغیّر است ؟ و نوآوری چگونه به موقعیّت جغرافیایی وابسته است؟ سوالاتی می باشد که نیازمند بررسی نظام ملّي نوآوری در سطح ملّی می باشد. در سطح ملّی سیاست گذاران برای تدوین سیاست های جدید  جهت حمایت و پشتیبانی نوآوری ، ارزشیابی سیاست های موجود  و تعیین نقاط قوّت و ضعف نظام ملّی نوآوری نیازمند سنجش نوآوری هستند.

به طور کلّی برای سنجش نوآوری در سطح ملّی به رویگرد های ( سنجش نوآوری اروپایی ، سنجش تغییرات تکنولوژیک  ، سنجش نظام نوآوری ، تحلیل توصیفی  و چارچوب ظرفیت نوآورانه ) می توان اشاره کرد که در ذیل هر یک از رویکرد ها به طور مختصر تشریح می شوند.

بدینسان سیاست و سیاست گذاری نه تنها تحت تأثیر چگونگی ساخت رسمی و تفکیک قوا قرار دارد بلکه شبکه ای از رفتارها  و هنجار ها  و قواعد غیر رسمی نیز به عنوان متغیّری تبیینی مورد باز شناسی  و تصدیق قرار می گیرد. سیاست های دولتی همچون سیاست بهداشتی ، سیاست صنعتی ، سیاست کشاورزی و … تحت تأثیر شبکه ای از هنجار ها  و ارزشها  و ارتباطات غیر رسمی تعیین می شوند.به بیان دیگر  و به عنوان مثال  برداشت ها و تفسیر های خاص از عدالت ، توجّه به مقتضیّات اجتماعی یا ارتباطات غیر رسمی محافل سنّتی ، صاحبان نفوذ یا گروه های تخصصی – حرفه ای یا رفتارها  و بر هم کنش بین صاحب منصبان دیوانی  و   تکنوکرات ها  و اموری از این قبیل می توان  از جمله  متغیّر های نهادی تأثیر گذار بر سیاست ها و حکومت ها باشد. در پاسخ به این پرسش که «فرض رفتار انسانی در اقتصاد نهاد گرایی  کدام است  و چه ارتباطی وجود دارد » ،میان نهاد ها  و فرض های رفتاری ، نورث ( معتقد است ) در این زمینه دوجنبه رفتاری انسان در خور توجّه است که به نظر می رسد که رفتار انسان ها را مفید تر می کند و پیچیده تر از آنچه در تابع مطلوبیّت فردی مدل اقتصاد دانان است. یکی «انگیزش» ودیگری «رمز گشایی از محیط ».

در مورد اول ، رفتار انسان ها ، انگیزشی بیش از موارد رفتار بیشینه سازی ثروت دارند  و همچنین در مورد دوم ، انسان ها محیط را رمز گشایی می کنند  و این کار را از طریق پردازش اطلاعات  و به کمک سازه های ذهنی از  قبل انجام شده انجام می دهند ، سازه های ذهنی تاریخی ای که صافی تصمیم گیری ها هستند  و تصمیم گیری از خلال آنها انجام می پذیرد و هم بوسیله آنها محیط اطراف خود را درک کرده  و مسائلی را که با آن مواجهند ، را حل می کنند و در این مورد هم توانایی محاسباتی بازیگران  و هم درجه پیچیدگی مسائلی را که باید حل شوند بایدادر نظر گرفت.( طباطبائیان ، پاکزاد ، 1382 ، صص 190-180).

 

Author: 92