تاریخچه تحول کارآفرینی/پایان نامه درباره شخصیت وکارآفرینی

دانلود پایان نامه

كارآفرين چگونه كارآفريني می‌كند؟

سؤال ديگري كه در شناخت موضوع كارآفريني مطرح می‌باشد اين است كه كارآفرين چگونه كارآفريني می‌كند؟ و چه مكانيسم و فرآيندي را طي می‌كند؟ فرآيند كارآفريني بسته به تعريف‌های مختلف كارآفرين متفاوت است. بعضي از افراد فرآيند كارآفريني را فرآيند خلق چيزي نو، خلق ثروت و يا خلق چيز ارزشمند از هيچ می‌دانند.

” مك كله لند” تعريف گسترده اي از كارآفريني بيان می‌كند و فرآيند كارآفريني را فراتر از شغل و حرفه، بلكه يك شيوه زندگي تعبير می‌نمايد؛ به طوري كه خلاقيت و نوآوري، عشق به كار و تلاش مستمر، پويايي، مخاطره پذيري، آينده نگري، ارزش آفريني، آرمان گرايي، فرصت گرايي، نياز به پيشرفت و مثبت انديشي، زير بنا و اساس زندگي كارآفرينانه می‌باشد، در اين زندگي شكست به معناي پله اي براي بالا رفتن و موقعيتي براي آموختن است. در دنياي كارآفريني شكست، تصور ناقصي از واقعيت مبهمي است كه در هدف وجود دارد ؛ واقعه اي كه هنوز فوايد آن تبديل به سود نشده است. در اين زندگي پول انگيزه اي اصلي و اوليه فعاليت‌های اقتصادي نيست، بلكه معياري براي سنجش ميزان موفقيت فرد محسوب می‌شود. در زندگي كارآفرينانه هدف اصلي از كار و فعاليت، ارضاي حس كنجكاوي، تحقق بخشيدن به آرمان ها، آزاد سازي انرژي‌های ذهني و تبديل آنها به ايده‌های عملي و در نهايت خلق ارزش است و همه چيز تحت الشعاع آرمان شخص قرارمي گيرد(صمدآقايي، 1380،ص 18).

” رابرت هيسريچ” فرآيند كارآفريني را خلق چيزي نو می‌داند كه توأم با صرف وقت و تلاش بسيار و پذيرش خطرات مالي، روحي و اجتماعي براي بدست آوردن منابع مالي، رضايت شخصي و استقلال است، كه نتيجه اين فرآيند از فعاليت‌های منظمي حاصل می‌شود كه خلاقيت و نوآوري را به نيازمندي‌ها و فرصت‌های بازار پيوند می‌دهد (بازرگان ،1382). به عبارتي فرآيند كارآفريني تنها خلق محصول و يا خدمتي جديد نيست بلكه خلق محصول جديدي است كه متناسب با نيازهاي بازار و تقاضاي موجود باشد و بتوان آن را به جامعه ارائه نمود.

در مجموع می‌توان گفت كارآفريني فرآيندي است كه منجر به ايجاد رضايتمندي و يا تقاضاي جديد  می‌شود. كارآفريني عبارت است از فرآيند ايجاد ارزش از راه تشكيل مجموعه   منحصر به فردي از منابع، به منظور بهره گيري از فرصت‌ها (احمدپور، 1378). به عبارت ديگر فرآيند كارآفريني، فرآيندي است كه فرد كارآفرين با ايده‌های نو و خلاق و شناسايي فرصت‌های جديد به معرفي محصول يا خدمت جديدي و يا بهبود ساختار توليد، كه توأم با پذيرش مخاطرات مالي، رواني و اجتماعي و دريافت منابع مالي و رضايتمندي شخصي و استقلال می‌باشد، مبادرت می‌ورزد.

6-2-2- سیر تاریخی تحول کارآفرینی

موضوع کارآفرینی در طول زمان همراه با تحول شیوه‌های تولیدو ارزشهای اجتماعی دچار دگرگونی فراوان و افزایش مفاهیم دربرگیرنده آن شده است. بررسی این تحولات و موارد کاربرد این واژه می‌تواند تا حد زیادی در راستای توسعه نظریه کارآفرینی و شناخت جوانب مجهول آن امری مفید باشد که ذیلاً به آنها پرداخته می‌شود Cochran, 1968)؛ Palmer, 1987, Vanderwerf & Brush 1989؛   احمدپور، 1381 (.

  • دوره اول

اولین تعاریف از کارآفرینی در این دوره یعنی قرون 15و 16 میلادی، با ویژگی وجود صاحبان پروژه‌های بزرگ ارائه شده است. این دوره همزمان با دوره قدرتمندی مالکین و  حکومت‌های فئودالی در اروپا است. در این دوره اعتقاد بر این بود که کارآفرین کسی است که مسئولیت اجرای پروژه‌های بزرگ را بر عهده می‌گیرد و البته در این راه مخاطره‌ای را نمی‌پذیرد، زیرا عموماً منابع توسط حکومت‌های محلی تأمین می‌شوند و او صرفاً مدیریت می‌کند. نمونه بارز کارآفرینی در این دوره معماران مسئول ساخت کلیسا، قلعه‌ها و تاسیسات نظامی هستند.

  • دوره دوم

طی این دوره یعنی قرن هفدهم میلادی و همزمان با شروع انقلاب صنعتی، بعد جدیدی به نام مخاطره یا همان ریسک به کارآفرینی اضافه شد. کانتیلون یکی از اولین محققین این موضوع، کارآفرین را این گونه تعریف می‌کند: کارآفرین کسی است که منابع را با قیمت مشخص می‌خرد، روی آن کارآفرینی انجام  می‌دهد و آن را به قیمتی نامشخص و تضمین نشده می‌فروشد. از این رو وی ریسک پذیر است.کارآفرین در این دوره شامل کسانی نظیر بازرگانان، صنعتگران و دیگر مالکان خصوصی بوده اند.

  • دوره سوم

این دوره یعنی قرون 18و 19 میلادی و اوایل قرن بیستم، با ویژگی تمایز کارکنان از دیگر بازیگران صحنه اقتصاد، کارآفرین از تامین کننده سرمایه متمایز می‌گردد. یعنی کسی که مخاطره می‌کند با کسی که سرمایه را تامین می‌کند متفاوت است. ادیسون، به عنوان یکی از کارآفرینان این دوره، پایه‌گذار فن آوریهای جدید شناخته می‌شود. وی سرمایه مورد نیاز فعالیت‌های خود را از طریق اخذ وام از  سرمایه‌گذاران خصوصی تامین می‌کرد. همچنین در این دوره میان کارآفرین و مدیر کسب وکار نیز تفاوت گذارده می‌شود. یعنی کسی که سود حاصل از سرمایه را دریافت می‌کند با کسی که سود حاصل از توانمندی‌های مدیریتی را دریافت می‌کند تفاوت دارد.

  • دوره چهارم

در این دوره یعنی سال‌های دهه‌های میانی قرن بیستم، مفهوم نوآوری به یک جز اصلی تعریف کارآفرینی تبدیل می‌شود. از جمله تعریف کارآفرینی ارائه شده در این دوره می‌توان موارد زیر را نام برد: کارآفرین فردی نوآور و توسعه دهنده فن آوری به کار گرفته نشده است (Schumpeter, 1934). کارآفرینان کسب وکاری جدید را شروع می‌کنند در حالی که دیگران برخلاف آنان تغییرات اندکی در محصولات موجود می‌دهند.

مفهوم نوآوری می‌تواند شامل همه چیز، از خلق محصولی جدید تا ایجاد یک نظام توزیع نوین یا حتی ایجاد یک ساختار سازمانی برای انجام کارها باشد. اضافه شدن این مفهوم به خاطر افزایش رقابت در بازار محصولات، تلاش در استفاده از نوآوری برای ایجاد مزیت رقابتی در کسب وکارهای موجود و بقا آنهاست.

  • دوره پنجم

در این دوره یعنی دوران معاصر ( از 1980 تاکنون) با ویژگی رویکرد چند جانبه، همزمان با موج جدید ایجاد کسب و کارهای کوچک، رشد اقتصادی و شناخته شدن کارآفرینی به عنوان تسریع کننده این ساز و کار، توجه زیادی به این رشته جلب شد. تا این زمان، کارآفرینی فقط از دیدگاه محققان اقتصادی مورد بررسی قرار می‌گرفت ولی در این دوره توجه جامعه شناسان و روانشناسان و به خصوص مدیران نیز به این رشته معطوف گردید. عمده توجه این محققین بر شناخت ویژگی‌های کارآفرینان و علل حرکت فرد به سوی کارآفرینی است.

در دوره پنجم سه موج وسیع بعنوان عوامل سوق دهنده کارآفرینی به جلو بوده اند که عبارتند از:1- مطالعات، تحقیقات و انتشارات مرتبط با زندگی کارآفرینان و تاریخچه شرکت‌های آن ها، چگونگی ایجاد کسب وکار‌های جدید و شیوه‌های سریع ثروتمند شدن. 2-ارائه رشته‌های آموزشی کارآفرینی در مراکز آموزشی دنیا. 3- علاقه مندی دولت‌ها به انجام تحقیقات در خصوص بنگاه‌های کوچک با هدف تشویق رشد شرکت‌های کوچک و نیز تحقیق در خصوص نوآوری‌های صنعتی.

دانلود پایان نامه

Author: مدیر سایت